إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
در ميدان جولان مىكند و جماعتى مشاهده احوال و افعال او مىكنند و منازعتى كه افتد بيشتر در مشاجرات باشد كه شاكى اثبات جور كند و معتذر انكار كند و انكار او از چند وجه تواند بود چنانك گفته ايم يا افكار فعل كند اصلا يا انكار بعضى از آن و گويد اين همه نبود بل چنين و چنين يا انكار ضرر كند مطلقا و گويد فعل بود اما نه بر وجه ضار يا انكار آن كند كه ضرر بسيار بود بل گويد كه ضرر كمتر از آن بود كه شاكى مىگويد يا گويد ضرر بود و ليكن قبيح نبود بل واجب بود يا حسن يا گويد وجه قبحش ضعيف بود و اندك يا گويد بخطا بود يا گويد اين شاكى شكايت بسيار كند و فلان وقت شكايت كرد و بر باطل بود يا گويد نيت من چنين بود و اگر رنجى به او رسيد بر مصلحت او شامل بود يا گويد اگر سيئه كرده ام چندين حسنه كرده ام و اگر من فعل بد كرده ام تو نيز شكايت بد كردى و از اعتدال تعدى كردى و باشد كه شكايت از شاكى بانك مضر است بر قول خود و عذر با او مفيد نخواهد بود و اگر خلق نشنوند خداى بشنود يا خود چرا مرا بجواب چنين كس مشغول مىبايد بود وسيلت سازد در عذر و جحود بعد از تسليم اقتضاء تضيق طرق حجت كند بر معتذر چنانك گويد فعل بود و اضرار نه و اگر گويد فعل و اضرار بود و استحقاق بود تضييق زيادت شود و جحود مطلق اقتضاء تضيق طرق حجت كند بر شاكى و گفته اند اعتذار شكايت فاضلتر است چه شاكى قصد مذمت و اثبات جور مىكند و معتذر قصد فضيلت و اثبات عدل و به اين سبب معتذر دعوت با خير كند و چنان فرا نمايد كه الا خير نمىخواهد بخلاف شاكى كه دعوت با قمع و ايذا كند و اما در مشورت اگر منازعت رود منازع گويد اين امر كه مشير مىگويد واقع نباشد و اگر باشد نافع نباشد و اگر نافع باشد عدل نباشد و اگر باشد بمشار اليه احتياج نيست