پسر پسر پدر باشد و عالم عالم معلوم باشد و معلوم معلوم عالم و متقدم متقدم بر متاخر و متاخر متاخر از متقدم و در اين مثالات باشد كه بعضى انعكاسات بى حروفى باشد چنانك در پدر و پسر و بعضى با حرفى در يك طرف چنانك در عالم و معلوم و بعضى در هر طرف چنانك در متقدم و متاخر كه از يك طرف حرفى ديگر است و از ديگر طرف حرفى ديگر و از خواص مضاف آن باشد كه مضاف همه مقولات را عارض شود و اما جوهر را مانند اب و ابن و اما كميت را مانند طويل و قصير در خط و موازاه در خط و سطح و عظيم و صغير در جسم و كثير و قليل در عدد بل مساوات و لا مساوات و ضعف و نصف در همه كميات و اما در كيفيات مانند احر و ابرد و سياه تر و سفيدتر در نوع اول و عالم و معلول و قادر و مقدور و ملكه و صاحب ملكه در نوع دوم و اصلب و الين در نوع سيوم و اوسع و اضيق زاويه و منحنىتر و نا منحنىتر خط در نوع چهارم و اما در مضاف مانند دوستتر و كمتر در دوستى و اما در اين مانند برابر و بالا و شيب و اما در متى مانند متقدم و متاخر و اما در وضع مانند منتصبتر و مستلقىتر و اما در ملك مانند پوشنده تر و كمتر در پوشندگى و اما در فعل مانند برنده تر و كمتر در بريدن و اما در انفعال مانند بريده تر و كمتر در بريدگى و در هر دو چيز بهم مانند علت و معلول و محرك و متحرك و امثال آن و علامت آنچه از ديگر مقولات باشد و آن را اضافت عارض شده آن بود كه چون نوعى از آن با شخصى بگيرند آن را از اضافت خالى يابند و