إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
جزو مستثنى افتد چنانك گوئيم اگر موجودى هست واجب الوجودى هست و آنچه هل مركب بان بيان كنند شايد كه حملى بود و علت حد اوسط باشد چنانك گوئيم عالم ممكن است و ممكن محتاج بود بموجدى و مطلب ما بحسب ذات تابع هر دو مطلب هل باشد اما تابع هل بسيط بر آن وجه كه گفتيم و اما تابع هل مركب در دو موضع بود يكى آنجا كه طلب اكبر كنند و ديگر آنجا كه طلب حد اوسط كنند و اول چنان بود كه موضوعى را كه بمائيت و هليت معلوم باشد اثبات عرضى ذاتى يا نفيش خواهند كرد و لا محاله وجود آن عرض بقياس با آن موضوع از باب هل مركب بود و بقياس با خود از باب هل بسيط بود چه هر عرضى ذاتى كه موضوع خود را موجود بود فى نفس الامر موجود بوده باشد و هر چه موضوع خود را موجود نبود فى نفس الامر ممتنع الوجود بود پس طريق اثبات هليت بسيط اعراض ذاتى اثبات هليت مركب آن اعراض توان كرد موضوعات را چنانك در فاتحت كتاب اقليدس وجود مثلث متساوى الاضلاع فى نفسه بوجود اين حكم مثلثى را كه بر نصف قطرى مشترك ميان دو دائره متقاطع كرده باشند اثبات كنند پس همچنانك از آن روى كه عرض ذاتى بهل بسيط مطلوب باشد مطلب ما تابع وى افتد چه موضع اين طلب اينجا باشد چنانك گفته آمد و اگر چه گاه بود كه آنچه در مطلب ماى شارح گفته باشد بقياس با اين موضع كافى بود و از تكرار معنى از آن روى نيز كه بهل مركب مطلوب باشد و مطلب ما كه طالب حقيقت حد اكبر بوده باشد تابع هل مركب باشد و در موضع دوم چنان بود كه بما علت هل مركب طلبند بالفعل چنانك گويند ما عله انخساف القمر يا بالقوه چنانك گويند هل القمر منخسف گويند نعم پس حد اوسطى كه علت اين حكم باشد و در ضمن اين جواب به قوت مذكور بلم طلب كنند و بحقيقت لم همان بود كه ما الحد الاوسط