إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
يا فرد يا عدد نيست و اولى است يا مركب يا عدد است پس معلوم شود كه آنچه زوج يا فرد باشد همان چيز اولى يا مركب باشد د و از دو موجبه مانع جمع نتيجه نيايد چه توان گفت اين چيز حيوانست يا جماد و اين چيز حساس است يا جماد و همچنين اين چيز نبات است يا جماد و اين چيز انسانست يا جماد پس دو جزو باقى محتمل بود كه متساوى باشد و محتمل بود كه متباين باشد و محتمل بود كه مختلف باشد بعموم و خصوص و صورت اقتضاء هيچ كدام نكند پس منتج نبود و بعد از تقرير اين اصول گوئيم كه چون يك مقدمه مانع جمع نبود و ديگر مانع خلو يا مانع جمع و خلو يا يك مقدمه مانع جمع و خلو بود و ديگر مانع خلو تنها بعد از اسقاط جزو مكرر جزو باقى از يك مقدمه خاصتر بود از جزو باقى از ديگر مقدمه پس از عين خاص و نقيض عام منفصله مانع جمع تنها آيد و از نقيض خاص و عين عام منفصله مانع خلو تنها و از عين هر دو يا نقيض هر دو متصله لزومى و جمله ايجابى مثالش اين شخص حيوانست يا نبات و اين شخص حيوانست يا انسان نيست و بعد از اسقاط مكرر يك جزو اين باشد كه نبات است و ديگر جزو اين كه انسان نيست و منفصله مانع جمع از اين دو جزو چنين بود كه يا نبات است يا انسان و مانع خلو چنين كه يا نبات است يا انسان نيست و متصله چنين كه اگر نبات است انسان نيست اگر انسان است نبات نيست و اين سه نوع تاليف است كه منتج است و هر يكى از دو كلى و از يك كلى و يك جزوى ممكن بود و جزوى در هر يكى از دو مقدمه واقع تواند بود پس ضروب منتج به اين اعتبار نه باشد و اما اگر هر دو مقدمه مانع خلو تنها بود بعد از اسقاط مكرر دو جزو باقى شايد كه متساوى باشد و شايد كه يكى عامتر باشد و ديگر خاصتر اما متباين نتوانند بود و بر تقدير تساوى حكمش حكم اقترانى بود كه از دو موجبه حقيقى بود مثالش اين شخص