< فهرس الموضوعات > اصل چهارم < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > اصل پنجم < / فهرس الموضوعات > بيان اول آن است كه چون گوئيم هر نايمى ساكن است ما دام كه نايم است و اين كبرى كه هر مردمى نايم است با اين صغرى كه هر ساكنى جسمت با آن تاليف كنيم حمل مردم بر ساكن يا حمل نايم بر جسم لازم نبود كه بحسب وصف بود و بيان دويم آنست كه در اشكال گذشته بيان كرده ايم كه از دو وصفى نتيجه وصفى آيد پس به عكس و رد با يكى از اشكال گذشته معلوم شود كه در اين شكل نتيجه هم وصفى آيد و در چهار ضرب كه نتيجه جزوى آيد به عكس كبرى و رد با شكل سيوم معلوم شود كه نتيجه مطلق عام وصفى آيد و در دو ضرب اول اگر خواهند بقلب و رد با شكل اول و عكس نتيجه بيان كنند و در ضرب سيم كه نتيجه كلى بود برد با شكل دويم معلوم شود كه نتيجه از عرفيات خالص و آميخته با مشروطات عرفى آيد و از مشروطات خالص مشروط و اين جمله اگر خواهند بلمى چنانك در آن موضع گفته آمد بيان كنند اصل چهارم صغرى وصفى با كبرى ممكن و مطلق در اقتراناتى كه مشتمل بود بر مقدمه سلبى منتج نبود و با كبرى ضرورى و دائم اگر متناقض نبود نتيجه ضرورى و دايم آيد بيان اول آنست كه گوئيم هر ضاحكى متعجب است ما دام كه ضاحك است و هيچ مردم ضاحك نيست باطلاق و همچنين هيچ ضاحك باكى نيست ما دام كه ضاحك است و هر مردمى ضاحك است باطلاق و حكم نتوان كرد بسلب مردم از بعضى متعجبان يا باكيان و بيان دوم همان است كه در شكل اول گفته ايم و چون عكس ضرورى و دايم حافظ جهت بود در اين شكل همان نتيجه دهد اصل پنجم چون صغر كلى وصفى مركب بود از اعتبار ذات و وصف بر وجهى كه جهت وصف موضوع به نسبت با ذاتش با جهت قضيه بحسب وصف ممتنع الجمع على الصدق بود كبرى موجبه كه بان صغرى صادق نباشد در آن اقتران واقع نتواند بود مثلا چنانك صغرى يكى از وصفيات اخص