< فهرس الموضوعات > اصل دويم < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > اصل سيوم < / فهرس الموضوعات > زنگى بود بل بامكان عام زنگى بود و حكم اختلاط ممكنات بعد از اين بحسب تحقيق بيان كنيم چنانك وعده داده ايم انشاء الله تعالى اصل دويم و در هر اقتران كه مقدمه سلبى باشد اگر آن مقدمه منعكس شود اقتران منتج بود پس اگر ضرورى يا دائم باشد نتيجه هم چنان بود مگر دايم صرف يا ممكنى كه محتمل دوام بود چه اين اقتران منتج نبود و اگر آن مقدمه منعكس نشود منتج نبود مگر كه كبرى قياس وصفى مركب بود بر وجهى كه بعد از اين ياد كنيم بيان اول آنست كه به عكس صغرى اقتران بر هيات شكل دويم شود و به همان بيان كه آنجا گفته ايم انتاج لازم آيد پس چون سالبه ضرورى يا دائم بود نتيجه همچنان بود و در ضرب سيوم چون عكس صغرى حافظ كميت بود نتيجه كلى آيد و در ضرب چهارم و پنجم كه نتيجه جزوى مطلوب است تغيير كميت صغرى كه بعد از عكس لازم آيد مضر نباشد و بيان دوم آنست كه سالبه غير منعكس محتمل بود كه مشتمل بر سلب خاصه موضوع باشد از او چنانك گوئيم هيچ مردم ضاحك يا كاتب نيست باطلاق يا امكان پس چون كبرى موجبه چنانك گوئيم هر ناطقى مردم است يا صغرى موجبه چنانك گوئيم هر ضاحكى يا كاتبى ناطق است با آن اضافت كنيم حكم نتوان كرد بسلب ناطق از ضاحك يا كاتب و نه بسلب مردم از ناطق پس اين اقتران بحسب صورت منتج نبود . اصل سيم و چون از دو مقدمه يكى تنها وصفى بود نتيجه بحسب ذات بود و چون هر دو مقدمه وصفى بود نتيجه وصفى بود پس اگر نتيجه جزوى بود آن وصفى مطلق عام باشد و اگر كلى بود از عرفيات خالص يا آميخته با مشروطات نتيجه عرفى آيد و از مشروطات خالص نتيجه مشروط آيد