responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 37


موضوع بود و آن جواهر جزوى باشد و يا موجود در موضوع بود و مقول بر موضوع نبود و آن اعراض جزوى بود و يا موجود در موضوع نبود و مقول بر موضوع بود و آن جواهر كلى باشد و بطريق مزاوجه ميان اين دو حكم گويند مقول بر چيزى كه مقول بود بر موضوع مقول باشد بر موضوع و موجود نبود در موضوع مانند جسم كه مقول بر حيوانست كه مقول بر انسانست پس جسم نيز مقول بود بر انسان و موجود نبود در انسان و موجود در چيزى كه مقول بود بر موضوع موجود بود در موضوع و مقول نبود بر موضوع مانند سواد كه موجود در اسود است كه مقول بر جسم است پس سواد موجود در جسم است و مقول نيست بر جسم و مقول بر چيزى كه موجود بود در موضوع همين حكم دارد مانند لون كه مقول است بر سواد كه موجود است در جسم و موجود در چيزى كه موجود بود در موضوع موجود بود در موضوع و مقول نبود بر موضوع مانند خط كه موجود است در سطح و سطح در جسم پس خط موجود بود در جسم و مقول نبود بر وى فصل سيم در تعريف جوهر و بيان انواع او و فرق ميان جوهر و عرض در رسم جوهر گفته اند جوهر موجودى است نه در موضوع و معنى موضوع بيان كرده آمد و مراد از اين عبارت نه آنست كه وجود داخل است در مفهوم جوهر چه مفهوم جوهر را جزو نيست چنانك گفتيم و الا آن جنس عالى نبود و نه آنك وجود لازم جوهر است تا هر چه جوهر بود هميشه موجود بود بل مراد آنست كه جوهر چون موجود باشد وجودش نه از قبيل چيزهائى بود كه در موضوع بود و اين معنى از لوازم جوهر است و جوهر را صفتهائى ديگر باشد كه در بعضى از آن بعضى از اعراض نيز

37

نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 37
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست