responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 35


شد از اين مقولات خارج نيفتد و اعتماد در حصر اين مقولات در اين ده جنس هر چند در آن سخن بسيار گفته اند بر استقراء است و بيان آنك وجود جنسى عام نيست اين ده مقوله را آن است كه تصور اين معانى با شك در وجود آن ممكن است و تصور ماهيت بى تصور تمامى ذاتيات نا ممكن پس اگر وجود جنس اين معانى بودى تصور آن با شك در وجود ممكن نبودى و نيز عقل علتى و سببى نطلبد لون بودن سواد را و شكل بودن مثلث را و موجود بودن سواد و مثلث را علتى و سببى طلبد پس اگر موجود جنس بودى حكم او در عدم احتياج به علت حكم ديگر اجناس بودى و نيز جنس بر انواع و اشخاص كه در تحت او باشند بتواطى محمول بود و وجود بر موجودات بتشكيك محمول بود چه موجود به خود از موجود به غير و قائم بذات خود از قائم به غير و موجود قار از موجود غير قار بوجود اولى باشند پس وجود جنس اين مقولات نبود بل از قبيل لوازم باشد فصل دويم در معرفت موضوع كه رسم جوهر و عرض بى آن متصور نشود بهرى موجودات يافته مىشود كه با موجودى ديگر ملاقى باشد ملاقاتى تمام نه بر سبيل مماست و مجاورت بل چنانك ميان هر دو مباينتى در وضع تصور نتوان كرد و موجود دوم را از موجود اول صفتى حاصل آيد چنانك سياهى و جسم چه هر گاه كه ميان سياهى و جسم ملاقات افتد آن ملاقات نه بر سبيل مماست و مجاورت بود بل ملاقاتى تمام بود و جسم را بسبب سياهى صفتى حاصل شود و آن آنست كه او را سياه گويند پس اين نوع ملاقات را به حكم اصطلاح حكما حلول خوانند و آن موجود را كه بسبب او صفت حاصل آيد مانند سياهى حال گويند و آن موجود را كه به او موصوف شود مانند جسم محل گويند و حال دو گونه بود يا حالى بود كه سبب قوام محل باشد و محل

35

نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 35
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست