مقالت دويم در مقولات عشره و آن را قاطيغورياس خوانند نه فصل است فصل اول در ابتداء سخن در مقولات واضع منطق افتتاح اين علم بايراد ذكر اجناس عاليه كرده است كه آن را مقولات عشره خوانند و هر چند راى متاخران آنست كه بسبب آنك تعيين طبايع كليات چه عالى و چه سافل و اشارت باعيان موجودات چه جوهر و چه عرض تعلق بصناعت منطق ندارد و تحقيق مسائل اين نوع بر منطق نيست و اشتغال به اين مباحث در منطق محض تعسف و تكلف باشد اما شبهت نيست كه صناعت تحديد و تعريف و اكتساب مقدمات قياسات بى تصور مقولات كه اجناس عاليه اند و تمييز هر مقوله از مقولهاى ديگر ممتنع باشد و نيز وقوف بر اين فن اقتدار بر ايراد امثله و نظاير در هر مسئله به سهولت كه اسهل طرق ايضاح آنست فائده دهد پس از اين جهت نكت و قواعد اين فن را بر سبيل نقل و حكايت ذكر كرده اند از جهت ارشاد مبتدى و حواله طالب تحقيق خود با كتب اهل اين صناعت باشد و الله الموفق و پيش از شروع در مقصود گوئيم جمهور حكماء بر آن متفقند كه معظم ماهياتى كه عقول و اذهان را بان احاطتى تواند بود در تحت اين ده مقوله محصور است و بيرون امورى معقول كه عامتر از اين مقولات باشد و لازم اكثر ماهيات بود مانند وجود و وجوب و امكان و يا چيزهائى كه مبادى و نهايات بعضى انواع بود مانند وحدت و نقطه و آنك هر يكى از آن نوع حقيقىاند و ليكن در تحت جنس منطقى نيامده اند چيزى ديگر از اعيان موجوداتى كه بدلالت لفظى در ذهن متمثل تواند