إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
گوئيم كل ا ب و اما ان يكون كل ب ج و اما ان يكون د ه و حكم اين قسم از نوع گذشته معلوم شود چه هر منفصله در قوت متصله باشد مثلا اين منفصله در قوت اين متصله است كه كلما كان ب ج فليس كل د ه و در قوت چند متصله ديگر پس حكم اين اقترانات از معرفت نوع گذشته معلوم شود و آنچه بملاحظت همه اجزا بود يا حملى بجاى صغرى بود يا بجاى كبرى اگر بجاى صغرى بود تاليف بر هيات يكى از اشكال باشد اما بر هيات شكل اول چنانك گوئيم كل ا ب و كل ب اما ج و اما د نتيجه دهد كه كل ا اما ج و اما د و در اين صورت ممكن بود كه ا بعينه يكى از ج يا د باشد و حكمش حكم قياسى بود كه دو حد در او بيك معنى باشد و همچنين كل ا ب و لا شىء من ب اما ج و اما د فلا شىء من ا اما ج و اما د و دو ضرب ديگر كه حملى موجبه جزوى باشد و اما بر هيات شكل دوم منتج نباشد و بر هيات شكل سيوم چنين بود كه كل ا ب و كل ا اما ج و اما د نتيجه دهد كه بعض ب اما ج و اما د و بر هيات شكل چهارم چنين بود كه كل ا ب و اما كل ج ا و اما كل د ا و حكمش حكم شكل دوم بود و اگر حملى بجاى كبرى بود نشايد كه حملى بعدد يكى بود چه يك حملى را تعلق بيك جزو بيش نتواند بود و بر آن تقدير اين قسم راجع باشد با قسم اول و چون حملى بعدد زياده از يكى بود يا جمله را اشتراك بود در يك محمول يا نبود و اين دو قسم باشد و نوع قياس كه آن را استقراء تام خوانند بسبب مشابهت با استقراء چنانك بعد از اين معلوم شود و خواجه ابو على آن را قياس مقسم خواند از قبيل قسم اول باشد قياس مقسم و اين قياس بر هيات هر يكى از اشكال تواند بود اما بر هيات