اصل اول در اقترانات ايجابى چون هر دو مقدمه فعلى بود ضرورى يا غير ضرورى يا صغرى ضرورى يا دايم بود و كبرى بامكان نتيجه مطلق عام بود و اگر صغرى ضرورى يا دايم نبود و يك مقدمه يا هر دو مقدمه بامكان بود نتيجه ممكن عام بود بر حسب راى جمهور و تحقيق در اين باب گفته آيد انشاء الله تعالى بيان اين سخن آنست كه چون در اين شكل اصل محمول محمول اكبر است اگر هر دو مقدمه فعلى بود حمل اكبر بر اصغر هم فعلى بود به همان بيان كه در عكس مطلقات گفته ايم و اگر از دو مقدمه يكى غير فعلى بود و ديگر غير دايم حمل اكبر بر اصغر بامكان بود چنانك در عكس ممكنات گفته ايم و چون اكبر محتمل باشد كه خاصه از خواص اوسط بود مانند كاتب انسان را پس بر آن تقدير حملش بر اصغر مانند حيوان ضرورى نباشد و اگر چه هر دو مقدمه ضرورى بود و نيز چون اصغر همين احتمال دارد مانند ضاحك ناطق را پس بر آن تقدير حمل اكبر مانند انسان بر او ضرورى باشد و اگر چه هيچكدام از مقدمات ضرورى نبود پس به اين سبب گفتيم نتايج فعليات جمله مطلق عام بود و بمانند اين بيان معلوم شود كه نتايج ممكنات ممكن عام بود و چون رد اين شكل با اشكال گذشته كنند بقلب مقدمات و عكس نتيجه از شكل اول يا به عكس كبرى از شكل سيوم اين مطالب حاصل آيد پس اگر صغرى ضرورى يا دايم بود در آن حال كه كبرى شكل اول شود نتيجه تابع او باشد و عكسش مطلق عام بود اما اگر كبرى ضرورى يا دايم بود اين حكم لازم نباشد چه كبرى بعد از عكس كبرى شكل سيم شود و ضرورى بعد از عكس مطلق گردد و مطلق با ممكن نتيجه ممكن دهد و در مواد گوئيم هر مردمى بامكان ابيض است و هر زنگى بضرورت مردم است و لازم نيايد كه بعض ابيض باطلاق