نام کتاب : لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي المجلسي ( الأول ) جلد : 1 صفحه : 157
امساك و چون فصد و امساك نكردند و بيمار سنگين شد معالجه مشكل مىشود ، و چون محتضر مىشود مشكلتر و در باب شب قدر احاديث خواهد آمد . و غرض صدوق از اين عبارت آن است كه ما اعتقاد به عدالت الهى داريم ، و ايمان بقضاء و قدر داريم ، و به اعتقاد صدوق قضا و قدر عبارتست از علم الهى ، و علم الهى علت فعل نمىشود . چنان كه علم منجم به كسوف سبب كسوف نيست بلكه چون كسوف مىشد منجم دانست كه مىشود . و به اين معنى در كتب خود تصريح نموده است خصوصا در كتاب توحيد و تأويلات ديگر كرده است قضا و قدر را ، و ليكن از مجموع اخبارى كه ذكر نموده است ظاهر مىشود آن چه مذكور شد ، و اگر كسى اعتقاد كند كه قضا و قدر حق است ، و بنده مجبور نيست ، و به او مفوض نيست كه هر چه خواهد كند ، و ليكن حقيقت آن را نداند ، و در آن فكر ننمايد كافى است ، و بر او حرجى نيست و الله تعالى يعلم . ديگر از آن چه لازم است به آن اعتقاد داشتن آنست كه حق سبحانه و تعالى را حكيم داند ، و حكيم در لغت راست گفتار ، و درست كردار است ، و در اصطلاح آنست كه هر چه كند رعايت مصلحتى در آن بفرمايد ، و كارى را عبث نكند چنان كه فرموده است كه * ( أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً ) * [1] يعنى آيا مىپنداريد كه ما شما را عبث آفريدهايم . ديگر فرموده است كه * ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) * [2] يعنى نيافريدم جنّيان و آدميان را مگر از جهت آن كه مرا بندگى كنند . و امثال اين آيات در قرآن مجيد بسيار است و در احاديث بسيار نيز وارد شده است اين مضامين . و اشعرى را اعتقاد آنست كه افعال الهى معلَّل به غرض نيست و اگر نه لازم مىآيد كه حق سبحانه و تعالى به اين افعال كامل شود و قبل از آن ناقص بوده