اوست و جمعي ذكر كرده اند كه از روم حمل دنانير به بلاد عرب مىشد تا زمان عبد الملك بن مروان كه او سكَّه دينار زد و بالجمله معلوم شد كه دينار موافق است با اشرفي هيجده نخودي متعارف و اما درهم پس كمتر است در وزن از يك پناباد از پنابادهايى كه در اين بلاد متعارف است كه او را ده شاهى مىگويند و بعضى نيم قرانش مىنامند زيرا كه يك پناباد سيزده نخود است و يك درهم از قرارى كه جمعي ذكر كرده اند دوازده نخود و نصف نخود و عشر نخود است پس پناباد از درهم چهار عشر نخود زيادتر است و لكن بعضى ذكر كرده اند كه بسياري از روپيه ها بيست و پنج نخود است و بعضى بيست و چهار نخود است و پناباد دوازده نخود و نيم است يا دوازده نخود است و يك درهم از نيم ريال نيز كمتر است زيرا كه ريالهايى كه در سابق متعارف بوده است بيست و هشت نخود بوده است پس هر نيم ريالى چهارده نخود است پس از پناباد نيز زيادتر است و بعيد نيست كه اطلاق درهم بر هر سكه زده از نقره