صد و شصت حبّه مىشود يعني حاصل است از ضرب عدد سابق در دوازده ثم قال و الرطل العراقي اذا كان احد و تسعين مثقالا فهو ستة آلاف و مائتان و اربعة شعير و الرطل المدني و المكَّي بحساب ذلك فصل از جمله مقاديرى كه در اخبار متكرّرا وارد شده است صاع است و صاع در اصل لغت همان جامي است كه از آن اب مىآشامند و لكن مراد از آن در اخبار مكيال مخصوصى است صاحب قاموس مىگويد كه صاع و صواع بكسر و ضم و صوع بفتح و ضم آن چيزيست كه به آن كيل مىشود و دائر مىشود بر او احكام مسلمين إلى ان قال و هو اربعة امداد كلّ مدّ رطل و ثلث قال الدّاوديّ معياره الَّذي لا يختلف اربع جفنات بكفيّ الرجل الذي ليس بعظيم الكفّين و لا صغيرهما اذ ليس كل مكان يوجد فيه صاع النبي ص انتهى و جرّبت ذلك فوجدته صحيحا و اين كه ذكر كرده اند كه هر مدّى يك رطل و ثلث است بنا بر مذهب شافعى است چنانكه دانستي پس صاع در پيش او پنج رطل و ثلث رطل است زيرا كه چهار رطل و ثلث پنج رطل و ثلث