مساوات با آحاد ملَّت و رهانيدن ظالمين از اين مسئوليّت و تحفّظ بر اين حاكميّت بود ، از اين رو اين اصل و اساس عدالت به چنان صورت قبيحه و به لباس رفع امتياز فيما بين اصناف مختلفة الأحكام كه دانستى تمام امم از آن بيزارند ، جلوه گر شد داستان * ( يُحَرِّفُونَه ُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوه ُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) * [1] تجديد و مصداق * ( لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ ) * [2] هم مشهود گرديد . عجبتر آنكه ، با وضوح آنكه اصل عقد دستور اساسى فقط براى ضبط رفتار متصدّيان و تحديد استيلا و تعيين وظائف آنان و تشخيص وظائف نوعيّهء لازمة الاقامه از ما عداى آن است ؛ و دستورات تفصيليّه هم يا سياساتى است عرفيّه محضه [3] كه حفظا للنظام مقرّر [ شده ] و يا شرعياتى است بين العموم مشترك و غير مختلف الصّنف و اصلا نه به تكاليف تعبّديه يا توصليّه و احكام معاملات و مناكحات و ساير ابواب عقود و ايقاعات و مواريث و قصاص و ديات و نحو ذلك - از آنچه مرجع در آن رسائل عمليّه و فتاواى مجتهدين و متابعتش هم موكول به ديانت مسلمانان و خارج از وظائف متصدّيان و هيئت مبعوثان است ، - مداخله و ربطى دارد [4] ، و نه به وظائف حكومت شرعيّه و تفصيل موارد حكم به استيفاى قصاص و ديه و اجراى حدود الهيّه - عزّ اسمه - بر مسلم و كافر اصلى و مرتدّ فطرى و ملَّى و غير ذلك ، - از
[1] . بقره ، آيهء 75 * ( أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّه ِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوه ُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) * آيا انتظار داريد به ( آيين ) شما ايمان بياورند ، با اينكه عدهاى از آنان سخنان خدا را مىشنيدند و پس از فهميدن آن را تحريف مىكردند ، در حالى كه علم و اطلاع داشتند . [2] . اعراف ، آيهء 179 « آنها دلها و قلبهايى دارند كه با آن انديشه نمىكنند و نمىفهمند » . [3] . س : حذف شده است . [4] . س : ندارد ، به دليل تصرفى كه در عبارت مؤلف شده با جملات بعدى ناهمگون گشته است .