حفّت بالشّهوات ، اغترارا و اظهرت حيرة و اضمرت عبرة فليس آكل منها أكلة تسرّه و لا شارب منها شربة توافقه الَّا و دنا بها درجة إلى اجله و تباعد بها مسافة من اهله و انّما جعلها الله دار المتزوّد منها إلى النعيم المقيم و العيش السّليم فليس يرضى بها حازم دارا و لا حكيم قرارا . فاتّقوا الله * ( وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ ، التَّقْوى ) * . * ( وَالسَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى ) * » . يكى از بزرگان و رؤساء خوارج عبد الله بن يحيى كندى ملقّب به « طالب الحقّ » است شرح حال او را ابو الفرج اصفهانى در كتاب « اغانى » آورده و ابن ابى الحديد آن را تلخيص كرده و در شرح نهج البلاغه اين مضمون را گفته است : « عبد الله از اهل حضر موت بوده و در سال 119 خروج كرده و بهر حال در خطبهاى كه هنگام استيلاء بر يمن گفته چنين گفته است « انّا ندعوكم أيّها النّاس إلى كتاب الله و سنّة نبيّه و اجابة من دعا إليهما . الاسلام ديننا و محمّد نبينا و الكعبة قبلتنا و القرآن امامنا ، رضينا بالحلال حلالا لا نبتغى به بدلا و لا نشترى به ثمنا و حرمنا الحرام و نبذناه وراء ظهورنا و لا حول و لا قوّة الا با لله و اليه المشتكى و عليه المعوّل . من زنى فهو كافر و من سرق فهو كافر ، و من شرب الخمر فهو كافر . و من شكّ فى انه كافر فهو كافر ! . . » بطور خلاصه ، خوارج ، چه كسانى كه در عهد على عليه السّلام بوده و با آن حضرت به مقابله و مقاتله پرداختهاند و چه كسانى از ايشان كه در عهد بنى اميّه بوده و با سلطنت غاصبانه و حكومت ظالمانهء ايشان مخالفت داشته و بر عمّال و حكَّام بنى اميّه خروج كردهاند ، چنان كه گفته شد مردانى بسيار متقشّف و متنسّك بوده و بر باطل خود سخت ايمان مىداشتهاند و همان خشكى در طرز فكر و سختى در عمل ، نسبت به طرز تفقّه ايشان بسيار مؤثر بوده به طورى كه نه تنها ديگران را كافر و مشرك مىخوانده و ايشان را اكفار مىكردهاند بلكه به اندك شبهه و احتمالى بزرگان خود را نيز كافر مىخوانده و از ايشان طلب توبه مىنموده