هشتم هجرى خارج شده و ابو لبابة بن عبد المنذر را در مدينه جانشين ساخته و همراهان و ملازمان را به افطار دستور فرموده و كسانى را كه از افطار سرباز زده « عصاة » خوانده و به مكَّه وارد شده و اهل مكَّه را امان داده و قريش طوعا يا كرها اسلام آورده و بالجمله پس از اين كه همهء امور مربوط به خروج از مدينه و ورود به مكَّه را آورده چنين افاده كرده است : « پيغمبر ( ص ) كليد خانه را از عثمان بن ابى طلحه گرفت و بدست خود در را گشود و به خانه در آمد و دو گانه بگزارد آنگاه بيرون آمد و دو عضادهء در را گرفت و گفت : « لا إله الَّا الله وحده لا شريك له أنجز وعده و نصر عبده و غلب الأحزاب وحده فللَّه الحمد و الملك لا شريك له » . پس از آن گفت : « ما تظنّون ؟ و ما أنتم قائلون ؟ » سهيل گفت « نظنّ خيرا و نقول خيرا : اخ كريم و ابن عمّ كريم و قد ظفرت » پيغمبر ( ص ) گفت : اكنون من به شما همان گويم كه برادرم يوسف گفت : * ( لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ) * آنگاه گفت : « ألا كلّ دم و مال و مأثرة [1] فى الجاهليّة فانّه موضوع تحت قدمىّ هاتين ، الا سدانة الكعبة و سقاية الحاجّ فانّهما مردودان إلى أهليهما . الا و انّ مكَّة محرّمة بحرمة الله لم تحلّ لأحد من قبلى و لا تحلّ لأحد من بعدى و انّما حلَّت لي ساعة ثم اغلقت فهى محرّمة إلى يوم القيمة لا يختلى خلاها و لا يعضد شجرها و لا ينفر صيدها و لا تحلّ لقطتها الا لمنشد . الا ان فى القتل شبه العمد ، الدية مغلَّظة . و الولد للفراش و للعاهر الحجر ، بعد گفت : « الا لبئس جيران البيت كنتم ، فاذهبوا فانتم الطَّلقاء » و چون به مكَّه وارد شد [2] بى احرام وارد گرديد
[1] - ما يؤثر و يروى عن الجاهلية من مكارمها و مفاخرها . [2] - ابن اثير در كتاب « الكامل » چنين افاده كرده است : پيغمبر ( ص ) چون به مكه در آمد عمامهاى سياه بر سر داشت و بر در كعبه بايستاد و گفت : « لا إله الَّا اللَّه وحده صدق وعده تا آخر آن چه از يعقوبى نقل شد » آنگاه هفت بار طواف خانه كرد و به درون آن وارد شد و نماز بگزارد و صورت پيغمبران را در آنجا بديد پس بفرمود صورتها را محو كنند و سيصد و شصت بت بر كعبه بود پس پيغمبر ( ص ) با چوبى كه در دست داشت به آنها اشاره مىكرد و مىگفت : * ( قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » پس بتها فرو مىريخت »