إسم الكتاب : ادوار فقه ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 589)
در اين قضيه ، نخست لازم بوده به همه فهمانده شود كه شرف حقيقى ، به داشتن اسلام است و مفاخره به خاندان و انتساب به بزرگان در برابر اسلام چيزى مهم بشمار نمىرود از اين رو پيغمبر ( ص ) دختر عمهء خود را كه ، قطع نظر از جمال از لحاظ شرف در ميان عرب به بالاترين مرتبه ارتقاء داشت ، براى كسى كه بندهء آزاد شده بود اختيار كرد تا آن مفاخرات بىجا را ، به اين وسيلهء علمى ، ريشه كن سازد و بفهماند چنان كه اسلام بنده و آزاد را برادر مىسازد ايشان را از لحاظ زناشويى نيز برابر مىكند . پس به اين وسيله يكى از دو مطلب مهم ، كه در عرب جاهلى بر ايشان بسيار گران مىبود ، عملى گرديده آنگاه براى عملى ساختن مسألهء دوم ، پس از اين كه چندين بار زيد را نصيحت كرده ، و او را به نگه داشتن زينب پند داده ، و در زيد مؤثر نيفتاده ، و عاقبت او را طلاق گفته است ، پيغمبر ( ص ) به وسيلهء خود زيد : از زينب خواستگارى كرده و او را به زنى گرفته است . اين كار كه بر خلاف عادت و عرف عرب مىبوده گفتگوهايى به ميان آورده « جهودان و منافقان طعنه زدند گفتند : محمد ما را نهى كند از اين كه زن پسر را به زنى كنيم و او زن پسر را به زنى كرد » چون اين سخنان به ميان آمد آيهء 4 از سورهء الاحزاب نزول يافت كه * ( . . وَما جَعَلَ أَزْواجَكُمُ اللَّائِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِكُمْ وَما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَالله يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ الله فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوالِيكُمْ . . ) * چون در جاهليت زنى را كه مظاهره شده بوده مادر حقيقى بشمار مىآورده و پسر خوانده را پسر صلبى محسوب مىداشتهاند در اين آيه چنين فرموده است : آن زنان را خدا ما در شما قرار نداده و پسر خواندگان را نيز پسر شما نساخته اين اطلاق لفظ « پسر » بر ايشان قولى است كه به زبان مىگوييد نه امرى باشد كاشف از حقيقت ليكن خدا حقيقت را مىگويد و راه را مىنماياند : پسر خواندگان را به نام پدرانشان بخوانيد ،