محقق حلَّى ، رحمة الله عليه ، در كتاب « المعتبر » چنين افاده كرده است : « اذان در لغت بمعنى « اعلام » مىباشد و در شرع نام اذكارى است كه براى اعلام بدخول اوقات نماز وضع گرديده و آن ، به اتفاق ، از سنن مؤكَّده مىباشد » . باز بدين مضمون گفته است : « على بن جعفر ( ع ) گفت : از اين كه « آيا اذان در مناره مستحب است ؟ » ابو الحسن ( ع ) را پرسيدم پاسخ داد : كه در زمان پيغمبر ( ص ) مناره نبوده و براى آن حضرت در روى زمين اذان گفته مىشده است » . باز از مبسوط شيخ طوسى نقل كرده كه اين مفاد در آنجا آورده شده است : « فرقى ميان اين كه اذان در مناره يا بر زمين باشد نيست و بلندى استحباب دارد ، خواه در مناره باشد يا غير آن ، چه از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه ارتفاع ديوار مسجد پيغمبر ( ص ) به اندازه يك قامت بود چون وقت داخل مىشد پيغمبر ( ص ) بلال را مىفرمود بر ديوار برآى و آواز خود را به اذان برآور . . » باز محقق ، در كتاب معتبر ، اين مضمون را گفته است : « اذان ، در نزد اهل بيت عليهم السلام ، بطور تلقّى از زبان جبرئيل گرفته شده است : حمّاد از منصور از حضرت صادق ( ع ) روايت كرده كه گفت : چون جبرئيل اذان را بر پيغمبر ( ص ) نازل ساخت پيغمبر ( ص ) سرش در دامان على ( ع ) و بخواب بود جبرئيل اذان و اقامه گفت چون پيغمبر ( ص ) بيدار شد گفت : يا على آيا شنيدى ؟ گفت : آرى . گفت : آيا حفظ كردى ؟ گفت : آرى . گفت : بلال را بخواه و به او بياموز . بلال را خواست و بوى تعليم كرد . محدّثان عامّه بر خلاف اين ، اتفاق و چنين روايت كردهاند كه : عبد الله بن زيد گفته است : « چون پيغمبر ( ص ) به نواختن زنگ براى جمع شدن مردم فرمان داد من در خواب ديدم شخصى زنگى در دست دارد و گرد من مىگردد گفتم : آيا اين را مىفروشى ؟ گفت مىخواهى با آن چه كنى ؟ گفتم : چون وقت در آيد مردم را به نماز دعوت كنم . گفت : آيا نمىخواهى بهتر از آن را به تو رهنمايى كنم ؟ گفتم : چرا » آنگاه كيفيت اذان را بدين گونه :