نام کتاب : حدود وقصاص وديات ( فارسي ) نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 1 صفحه : 106
هفتم : اعور يعنى كسى كه يك چشم دارد ، يك چشم كسى را كه دو چشم داشته باشد كور كند ، از او قصاص مىكنند هر چند بهر دو ديده كور مىشود ، چشمش كور شود بايست چشم مردم را كور نكند ، و اگر بر عكس باشد كه صحيح العينين چشم صحيح اعور را كور كند چون اين يك چشم به جاى دو چشم او است اگر ديه دهد مىبايد ديه دو چشم را بدهد ، يعنى ديه تمام انسان ، و اگر قصاص كند مشهور آن است كه يك چشمش را كور مىكند و ديه يك چشم را نيز مىگيرد . و بعضى گفتهاند : اگر اختيار قصاص كند يك چشم را قصاص مىكند و ديه لازم نمىشود ، و احاديث معتبره بر قول اوّل وارد شده است . هشتم : هر گاه كسى نور ديدهء شخصى را ضائع كند و حدقه به حال خود باشد او را قصاص مىكنند ، به همان نحو كه حدقه باقى باشد و نورش زائل شود ، چنانچه در روايت معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است [1] كه شخصى به نزد عمر آمد و دعوى كرد بر شخصى كه طبانچهاى بر روى او زده كه آب در ديدهء او نزول كرده و ديده هايش به حال خود است ، اما هيچ نمىبيند ، آن شخص گفت من ديه چشم را به او مىدهم او قبول نكرد ، عمر عاجز شد و هر دو را به نزد حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرستاد كه ميان ايشان حكم نمايد جنايت كننده ديه داد و او راضى نشد تا آن كه دو ديه داد و او راضى نشد و گفت : مىخواهم قصاص كنم ، حضرت فرمود : كه آينهاى را گرم كردند و پنبه را تر كردند و بر پلك چشمش در همه اطراف چسبانيدند ، و آينه را در برابر قرص آفتاب داشتند و تكليف كردند او را كه نظر كند در آينه تا نور ديده اش بر طرف شود و حدقه اش به حال خود ماند ، و اكثر علماء به اين مضمون عمل كردهاند . نهم : قصاص مىباشد در ابروها و موى سر و ريش اگر نرويند ، و اگر برويند ارش خواهد بود ، چنانچه مذكور خواهد شد إن شاء الله . و در بريدن ذكر نيز قصاص مىباشد و تفاوتى نيست ميان ذكر پير و جوان و كودك و بالغ و ختنه كرده و ختنه نكرده ، اما ذكر صحيح را كه جماع تواند كرد بعوض ذكر عنّين كه جماع نتواند كرد نمىبرّند ، بلكه ثلث ديهء انسان مىگيرند .
[1] فروع كافى 7 : 319 ح 1 ولى جريان براى عثمان پيش آمده كه بدنبال حضرت على « ع » فرستاد .
106
نام کتاب : حدود وقصاص وديات ( فارسي ) نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 1 صفحه : 106