نام کتاب : نابغه فقه و حديث ، سيد نعمت الله جزائري نویسنده : سيد محمد جزائري جلد : 1 صفحه : 419
< شعر > ذره پرور هر كه مى گردد بسان آفتاب * تا ابد هر گز نمى گردد زوالش را زوال داردم دنياى دون پيوسته از مقصود ، دور * ديده از عين غلط گويا مرا صاحب كمال < / شعر > * * * و همچنين از او است : < شعر > شد عروس دهر روزى جلوه گر * با همه آرايشى كورا روا است گفتم اى دنياى زيبا تا به كى * كار تو با ما همه ، جور و جفا است گفت اى سيد ، نمى دانى بدان * چون على مرتضى جد شما است او طلاقم داد و از من درگذشت * دل از اين معنى به دردش مبتلا است محنت من بر سر اين سلسله * زين سبب پيوسته تا روز جزا است پس به او گفتم جوابى مختصر * هر چه خواهى كن ، جزايت با خدا است < / شعر > و ابيات مذكور ترجمه رباعى منسوب به سيد رضى صاحب نهج البلاغه متوفى 406 ( قدس سره ) است . و مضمون آنها طلاق دادن امير المؤمنين ( عليه السلام ) دنيا را ، در نامه ايكه امام ششم
419
نام کتاب : نابغه فقه و حديث ، سيد نعمت الله جزائري نویسنده : سيد محمد جزائري جلد : 1 صفحه : 419