responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني    جلد : 0  صفحه : 73


وجود را به كسوت هستى و وجود آراست . و در مرتبه اى كلام امرى زايد بر ذات « المتكلم » نمىباشد . از اين مرتبه به « كلام ذاتى » تعبير نموده‌اند . و در موطن و موارد و درجاتى از عوالم به فرمودهء خلَّاق هستى : « إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناه ُ أَنْ نَقُولَ لَه ُ كُنْ فَيَكُونُ . » و قبلهء اولياء ، عليه السلام ، بعد از ذكر اين آيهء مباركه فرمودند :
لا بصوت يقرع و لا بنداء يسمع . و إنّما كلامه فعله .
كلام حق نيز مانند همهء صفات در مقام « غيب مغيب » تعين و لسان ندارد ، و در مقام « احديت » به نحوى رقيق ظهور دارد . در « واحديت » و لاهوت اعيان به لسان استعداد ذاتى طلب ظهور نمودند ، و حق به اسم « المتكلم » به آنها پاسخ داد ، بعد از آن كه به اسم « السميع » نداى آنها را شنود . و قلنا إن أوّل كلمة قرعت أسماع الممكنات همان كلمهء « كن » وجوديه است .
تنبيه يكى از صفات و اسماء كليهء حق ، كه از امهات اسماء است ، اسم شريف « القائل » و « المتكلم » است . در درك اين حقيقت ، كه از عويصات علم توحيد و علم الأسماء مىباشد ، اكثر ارباب معرفت از متكلمان و حكما از طريق ثواب دور شده‌اند و مختلف سخن گفته‌اند . معتزله ملاك تكلم حق را قدرت حق بر ايجاد اصوات در أجسام دانسته‌اند ، و تكلم شجره به إنّى أنا الله را دليل مسلك خود دانسته‌اند . اگر ملاك تكلم حق آن باشد كه معتزله گفته‌اند ، بايد هر صوتى صداى حق باشد .
اسم « المتكلم » از امهات اسماء الهيه است و از اسمائى است كه داراى سوادن و خوادم است و داراى مراتب مختلفه است ، و از صفات عامهء وجود است كه در مقام واحديت همان علم ذاتى است كه مبدأ كليهء كلمات وجوديه مىباشد . [53] قال



[53] - حضرت استاد علامهء طباطبايى ( قده ) در كتاب نهاية الحكمة گفته‌اند باز گشت كلام حق به قدرت است . و مترجم دانشمند خيال كرده است كه مؤلف با اين تحقيق رشيق مسئلهء قدم و حدوث كلام حق را براى هميشه حل كرده است . مفهوم قدرت چه ارتباط با مفهوم « كلام » دارد . آن مرحوم از باب تغاير مفهومى « اراده » و « علم به نظام أتم » مشيّت و اراده را امر انتزاعى دانسته ، و آن را از حق نفى كرده است . و در نهاية الحكمة به اين دليل كه اراده در انسان از سنخ ضمير و حادث است ، اراده را از حق نفى نموده ، و توجه نداشته است كه فاعل بلا اراده فاعل موجب است . و گويا آن همه آيات كه بالصراحه خلق ممكنات را مستند به ارادهء حق نموده ناديده گرفته‌اند : « إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناه ُ أَنْ نَقُولَ لَه ُ كُنْ فَيَكُونُ . » و « إِنَّما أَمْرُه ُ إِذا أَرادَ شَيْئاً . أَنْ يَقُولَ لَه ُ كُنْ فَيَكُونُ . »

مقدمة الآشتياني 73

نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني    جلد : 0  صفحه : 73
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست