نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 1 صفحه : 583
{{صورتی:«نَذِير»}} به معناى «بيمدهنده»، اشاره به پيامبران الهى است كه مردم را از عذاب الهى
در برابر كجروىها و بيدادگرىها و گناه و فساد، بيم مىدادند. [1]
'''نُذيقُهُم:'''
{{(آیه):ثُمَّ نُذيقُهُمُ
الْعَذابَ}}
تعبير به{{صورتی: «نُذيقُهُمُ»}} (به آنها مىچشانيم)، از مادّه{{صورتی: «ذَوْق»}} كه در مورد عذاب الهى به كار رفته، اشاره به اين است كه:
اين مجازات چنان به آنها مىرسد، كه گويى با زبان و دهان خويش آن را مىچشند، اين
تعبير بسيار رساتر از مشاهده، و حتى لمس كردن عذاب است. [2]
'''نَزَّاعَة:'''
{{(آیه):نَزَّاعَةً
لِّلشَّوَى}}
{{صورتی:«نَزَّاعَة»}} از مادّه{{صورتی: «نَزْع»}} به معناى چيزى است كه پىدرپى جدا مىكند. [3]
'''نَزَعَ:'''
{{(آیه):وَ نَزَعَ يَدَهُ}}
{{صورتی:«نَزَعَ»}} از مادّه{{صورتی: «نَزْع»}} در اصل، به معناى برگرفتن چيزى از مكانى است كه در آن قرار گرفته. مثلًا
گرفتن عبا از دوش، و لباس از تن در لغت عرب، به «نزع» تعبير مىشود.
همچنين جدا شدن روح از تن را نيز «نزع» مىگويند و به همين مناسبت گاهى به
معناى «خارج كردن» نيز آمده است، كه در آيه مورد بحث به همين معناست. [4]
'''نَزَعْنَا:'''
{{(آیه):وَ نَزَعْنَا مِن
كُلِّ أُمَّةٍ}}
تعبير به{{صورتی: «نَزَعْنَا»،}} از مادّه{{صورتی: «نزع»،}} به معناى جذب كردن چيزى از مقر آن است و در اينجا اشاره به احضار كردن گواه،
از ميان هر گروه و ملت است. [5]
'''نَزْغ:'''
{{(آیه):مِنْ بَعْدِ أَنْ
نَّزَغَ}}
با توجّه به اين كه{{صورتی: «نَزْغ»}} به معناى وارد شدن در كارى به قصد فساد و افساد است، دليل
بر اين است كه وسوسههاى شيطانى در اين گونه ماجراها هميشه نقش مهمى دارد، ولى
قبلًا هم گفتهايم كه از اين وسوسهها به تنهايى كارى ساخته نيست، تصميمگيرنده
نهايى خود انسان است، بلكه او است كه درهاى قلب خود را به روى شيطان مىگشايد و
اجازه ورود به او مىدهد. [6]
'''نُزُل:'''
{{(آیه):نُزُلًا مِّنْ
عِنْدِاللَّهِ}}
{{صورتی:«نُزُل»}} از مادّه{{صورتی: «نُزول»}} در لغت، هم به معناى منزلگاه آمده و هم به معناى چيزى است كه