{{صورتی:«مَثَل»}} در لغت عرب، هر سخنى است كه حقيقتى را مجسم سازد، و يا چيزى را توصيف كند، و
يا چيزى را به چيز ديگر تشبيه نمايد. و به سخنى مىگويند كه در ميان مردم به عنوان
عبرت رائج و جارى مىشود، و از آنجا كه ماجراى زندگى فرعون و فرعونيان و سرنوشت
دردناك آنها درس عبرت بزرگى بود، در سوره{{صورتی:
«زخرف»}} به عنوان «مثل» براى آيندگان ياد شده است. [3]
'''مَثُلاتُ:'''
{{(آیه):مِن قَبْلِهِمُ
الْمَثُلاتُ}}
{{صورتی:«مَثُلاتُ»}} جمع{{صورتی: «مثله»}} (به فتح ميم و ضم ثاء) به معناى بلاها و كيفرهايى است كه بر امتهاى پيشين
وارد شد، آن چنان كه ضرب المثل گرديد. [4]
'''مُثْلى:'''
{{(آیه):وَ يَذْهَبا
بِطَريقَتِكُمُ الْمُثْلى}}
{{صورتی:«مُثْلى»}} از مادّه{{صورتی: «مثل»}} در اينجا به معناى عالى و افضل است{{صورتی: (أَى
الأَشْبَهُ بِالْفَضِيْلَةِ).}} [5]
'''مثمود:'''
{{(آیه):وَ ثَمُودَ
الَّذينَ جابُوا}}
{{صورتی:«مثمود»}} از مادّه{{صورتی: «ثَمُود»}} به كسى مىگويند كه از او زياد مطالبه اموال كنند، به اندازهاى كه اموالش
نقصان پذيرد. [6]
'''مَثْنى وَ فُرادى:'''
{{(آیه):تَقُومُوا لِلَّهِ
مَثْنى وَ فُردَى}}
تعبير به{{صورتی: «مَثْنى وَ فُرادى»}} (دو، دو، يا يك، يك) اشاره به اين است كه، انديشه و تفكر بايد دور از غوغا و
جنجال باشد، مردم به صورت تك نفرى، يا حداكثر دو نفر دو نفر، قيام كنند، و فكر و
انديشه خود را به كار گيرند، چرا كه تفكر در ميان جنجال و غوغا عميق نخواهد بود،
به خصوص اين كه، عوامل خود خواهى و تعصب، در راه دفاع از اعتقاد خود، در حضور جمع،
بيشتر پيدا مىشود. بعضى از مفسران، نيز احتمال
[1]سوره طور: 40؛[https://lib.eshia.ir/27575/22/469/مُثْقَل مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج22، ص469.]؛سوره قلم: 46؛[https://lib.eshia.ir/27575/24/424/مُثْقَل مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج24، ص424.]
[2]سوره فاطر: 18؛[https://lib.eshia.ir/27575/18/245/مُثْقَلَة مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج18، ص245.]
[3]سوره زمر: 27؛[https://lib.eshia.ir/27575/19/462/مَثَل مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج19، ص462.]؛سوره زخرف: 56؛[https://lib.eshia.ir/27575/21/103/مَثَل مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج21، ص103.]
[4]سوره رعد: 6؛[https://lib.eshia.ir/27575/10/150/مَثُلاتُ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج10، ص150.]
[5]سوره طه: 63؛[https://lib.eshia.ir/27575/13/260/مُثْلى مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج13، ص260.]