نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 317
< شعر > 3 - و آخر النّاس عهدا بالنّبىّ و من جبريل عون له فى الغسل و الكفن 4 - من فيه ما فيهم لا يمترون به و ليس فى القوم ما فيه من الحسن < / شعر > [1] 1 - ( من گمان نمىكردم امر خلافت از اولاد هاشم منحرف شود و اگر به آل هاشم برسد ، از ابو الحسن منحرف گردد ) . 2 - ( ابو الحسن اولين شخص از جهت ايمان و سابقه بوده ، داناترين مردم به قرآن و سنتهاى پيامبر اكرم است ) . 3 - ( و آخرين شخصى كه به ديدار پيامبر در آخرين نفسهايش نايل شده است . او همان كسى است كه جبرئيل در غسل و كفن پيامبر او را كمك مىكرد ) . 4 - ( على كسى است كه هر امتيازى كه در ديگران بود ، در او جمع شده و آن امتيازات عالى كه در او وجود داشته است ، ديگران از آنها محروم بودهاند ) . 4 - خالد بن سعيد در داستان سقيفه در مسافرت بود ، هنگامى كه برمىگردد ، نزد امير المؤمنين مىرود و مىگويد : اجازه بده با تو بيعت كنم ، زيرا سوگند به خدا ، كسى در ميان مردم سزاوارتر از تو به مقام محمد ( ص ) نمىباشد [2] . در اين مسئله مىتوان به جملهء يعقوبى كه مىگويد : « مهاجرين و انصار در بارهء على شكى نداشتند » كفايت كرد . 5 - يهرم فيها الكبير و يشيب فيها الصّغير و يكدح فيها مؤمن حتّى يلقى ربّه [ حادثه اى بس كوبنده ] : كه بزرگسال را فرتوت ميكرد و كمسال را پير ، و انسان با ايمان را تا ديدار پروردگارش در رنج و مشقت فرو مىبرند . آنجا كه منطق واقعى حيات تكاملى جامعه دگرگون مىگردد مسلم است كه هر اندازه رشد انسانى يك شخص اعتلاى بيشترى داشته باشد ،
[1] تاريخ يعقوبى ج 2 ص 124 . [2] مأخذ مزبور ص 126 .
317
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 317