نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 281
چيدند ) . چه كاشتند و چه درو كردند < شعر > آتشش پنهان و ذوقش آشكار دود او ظاهر شود پايان كار < / شعر > اى هشياران بشرى ، چه اصرار عجيبى است كه بشر در راه اشباع تمايلاتش همه گونه قوانين اساسى را فراموش مىكند و حقيقت و قانونى جز آنچه كه مىخواهد ، نمىشناسد آرى براى همه چيز نهايت و پايانى است جز حماقت و براى هر درد درمانى است جز جهالت عمدى . < شعر > لكلّ داء دواء يستطَّب به الَّا الحماقة اعيت من يداويها < / شعر > [1] ( براى هر دردى دوائى است كه با آن دوا معالجه مىشود ، مگر حماقت كه علاج كنندگانش را ناتوان ساخته است ) . نمىدانيم باين طغيان احمقانه بر قانون عليت بخنديم يا گريه كنيم ، يا از همهء مغزها خواهش كنيم كه تا حلّ نهايى اين مسئله از انديشيدن اعتصاب نموده تمام آزمايشگاهها را تعطيل و از طبيعت هم بخواهند كه در اين حركت با آنان موافقت كند كه طناب معلولها را در كارهاى ما آدميان ، از علل آنها ببرند و بگذارند ما گندم بكاريم و از آن گندم شتر برويانيم نهال آلبالو بكاريم ، مغز ابن سينا و هگل از آن بچينيم و به ريش هر چه قانون علت و معلول و عمل و عكس العمل است بخنديم و قانون - < شعر > اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > را ، از آن فكاهيات تلقى كنيم كه در رديف « آبها سر ببالا مىروند » و « 2 2 ها 1 » ميشوند ، قرار گرفته است در كارگاه با عظمت طبيعت توقع كشتن جو و چيدن برنج همان اندازه
[1] در بعضى از نسخههاى بيت فوق ، بجاى حماقت ، جهالت ثبت شده است و بنظر مىرسد آن جهالت كه عمدا روى آن پافشارى شود ، يكى از پديدههاى حماقت باشد .
281
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 281