او در استدلال بر اين كه تنها مسح بعض سر واجب است ، از گروهى از اهل عربيت چنين نقل مى كند : هر گاه " باء " بر متعلق فعلى وارد شود كه به خودى خود متعدى است ، براى تبعيض است ، مثل : آيه كريمه * ( وامسحوا برءوسكم ) * ، ولى اگر فعل به خودى خود متعدى نبود ، " باء " براى الصاق است ، مثل : قول خداوند : * ( وليطوفوا بالبيت العتيق ) * . ( 1 ) برخى گفته اند اساسا تفاوت مثل " مسحت المنديل " ( 2 ) با " مسحت بالمنديل " يا " مسحت الحائط " ( 3 ) با " مسحت يدى بالحائط " در آن است كه بدون " باء " ظهور در استيعاب دارد و دومى ظهور در تبعيض . " ابوالسعود " در تفسير آيهء كريمه مى گويد : تحقيق آن است كه " باء " بر تضمين معنى الصاق در فعل دلالت دارد ، گويا گفته شده است : " والصقوا المسح برءوسكم " و اين اقتضاى استيعاب ، يعنى مسح تمام سر ندارد ، بر خلاف جايى كه بگويد : " امسحوا رءوسكم " كه مثل قول خداوند است * ( فاغسلوا وجوهكم ) * . ( 4 ) بنابر اين ، اكثريت قوى فقهاى اهل تسنن ، مسح بعض سر را كافى مى دانند . فقهاى شيعه نيز همگى مسح تنها قسمتى از سر را واجب مى دانند و شرط مى كنند كه حتما اين بخش سر بايد جلوى سر باشد . البته در تعيين مقدار لازم از آن اختلاف است . مشهور بين فقهاى شيعه آن
1 . و طواف را گرد خانهء كعبه بجاى آرند . الحج ، آيهء 29 . 2 . بر حوله دست كشيدم . 3 . بر ديوار دست كشيدم . 4 . ج 2 ، ص 10 .