مى فرمايد : * ( ولا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم ) * ، ( 1 ) يعنى " مع اموالكم " . ( 2 ) همچنين در حكايتى از زبان حضرت عيسى مى فرمايد : * ( من أنصارى إلى الله ) * ، ( 3 ) يعنى " مع الله " ، ( 4 ) بنابر تفسيرى . در كلام عرب نيز آمده است : " الذود إلى الذود إبل " . ( 5 ) البته " شارح رضى " با اشراب معنى اضافه ، معيت را استفاده كرده است و در مثل * ( أيديكم الى المرافق ) * مى گويد : " يعنى مضافة الى المرافق " و در * ( أموالهم إلى أموالكم ) * مى گويد : " يعنى مضافة إلى أموالكم " . به هر حال ، شكى نيست كه مفاد آيه شريفه آن است كه دستها را بايد با آرنجها شست و از كلمه " الى " معناى معيت استفاده مى شود ، ولى غير از اين مطالب ، ظهور آيه شريفه دلالتى بر كيفيت غسل ندارد . ( 6 ) و ( 7 )
1 . النساء ، آيه 2 . 2 . و [ مال ] پاك [ و مرغوب آنان ] را با [ مال ] ناپاك [ خود ] عوض نكنيد . 3 . آل عمران ، آيه 52 . 4 . ياران من همراه خدا چه كسانند ؟ 5 . ر . ك : مغنى اللبيب ، الباب الاول ، حرف الى . " ذود " گروهى از شترها را مى گويند كه از سه تا ده نفر باشند . اين جمله كنايه از آن است كه هرگاه مقدار كمى با مثل خودش جمع شود زياد مى شود . معادل آن اين جمله است : " ان القليل مع القليل كثير " ، چنان كه در فارسى مى گويند : اندك اندك جمع گردد وانگهى دريا شود . 6 . وقد احتمل بعض الفقهاء أن تكون " الى " بمعنى الانتها لكن يكون تحديدا للمغسول ، اذ جعلها لانتهاء الغسل باطل قطعا ، لاجماع المسلمين كافة على جواز الابتداء بالمرافق . 7 . دلالت آيهء كريمه بر كيفيت غسل يد : بايد ببينيم " الى " در آيهء شريفه به چه معناست و متعلق به چيست ؟ دو احتمال در اين جا وجود دارد ، احتمال قوى تر اين است كه به معناى " مع " باشد و متعلق به " اغسلوا " باشد . در اين صورت آيهء شريفه هيچ دلالتى بر كيفيت غسل نخواهد داشت و بايد كيفيت آن را از سنت اخذ كرد ، زيرا آيهء شريفه فقط اين مقدار را افاده مى دهد كه دست را با آرنج بشوييد ، ولى درباره ء اين كه آيا از طرف آرنج بايد شروع كرد يا از سر انگشتان و . . . چيزى نمى فرمايد . احتمال ديگر كه احتمال ضعيفى است آن است كه " الى " به معناى " انتهاى غايت " باشد . در اين صورت بايد ديد متعلق " الى " چيست ؟ اگر متعلق آن " اغسلوا " باشد ، معناى آيهء شريفه اين خواهد بود كه آرنج دست ، منتهاى شستن دست در وضو است . به عبارت ديگر ، شستن دست بايد از طرف انگشتان شروع شود و تا آرنج پايان پذيرد . البته در يك نگاه بدوى ممكن است به نظر آيد كه " الى " متعلق به " اغسلوا " است . ولى با دقت بيشتر معلوم مى شود كه " الى " در آيهء شريفه نمى تواند متعلق به " اغسلوا " باشد ، زيرا هر جا " الى " به معناى انتهاى غايت باشد بايد ماقبل غايت ، پيش از رسيدن به غايت تكرار شود . چنان كه در عبارت " ضربت الى ان مات " ماقبل غايت ( ضربت ) پيش از رسيدن به غايت ( ان مات ) تكرار مى شود ، يعنى زدن تكرار مى شود تا اين كه به موت منتهى شود . اما مثال " قتلته الى ان مات " چون ماقبل غايت پيش از رسيدن به غايت تكرار نمى شود ، صحيح نيست . سؤال اين است كه آيا شرط فوق در آيهء شريفه موجود است ؟ به عبارت ديگر ، آيا در آيهء شريفه ، ماقبل غايت پيش از رسيدن به " مرافق " تكرار مى شود ؟ پاسخ اين سؤال منفى است ، زيرا ما قبل غايت ، " غسل اليد " است و پيش از رسيدن به " مرافق " تكرار نمى شود ، زيرا " يد " خود شامل سرانگشتان و كتف و ما بين اين دو مى باشد ، لذا وقتى " غسل يد " محقق شد ، غسل " مرافق " هم محقق شده است و ديگر نمى شود گفت پيش از رسيدن به " مرافق " ، " غسل يد " تكرار شده است . نتيجه آن كه اگر " الى " به معناى انتهاى غايت باشد ، نمى تواند متعلق به " اغسلوا " باشد ، زيرا شرط مذكور در آن وجود ندارد ، زيرا ماقبل غايت ، پيش از رسيدن به غايت قابل تكرار نيست . بنابراين ، بايد متعلق ديگرى براى " الى " در نظر گرفت و آن فعل " اسقطوا ، ترك كنيد " - كه محذوف است - مى باشد . در اين صورت معناى آيهء شريفه چنين مى شود : " بشوييد صورتهايتان را و دستهايتان را ، ولى در شستن دستها ، ترك كنيد تا مرفقها را " . البته " شستن دست و نشستن تا مرفق " به دو گونه مى تواند باشد ، يكى اين كه از سر انگشتان تا مرفق را نشويد و از مرفق تا كتف را بشويد . ديگر اين كه از كتف تا مرفق را نشويد و از مرفق تا سرانگشتان را بشويد . اما هيچ كس نگفته است كه شستن از سرانگشتان تا مرفق را ترك كنيد . بنابراين تنها وجهى كه درست است آن است كه از كتف تا مرفق را نشويد و از مرفق تا سرانگشتان را بشويد . اين احتمال را " ابن هشام " از قول بعضى از نحويون نقل نموده و آن را رد نكرده است . ر . ك : مغنى اللبيب ، ج 2 ، باب پنجم . ( ويراستار )