آن روزها معناى رواياتى را كه در باب منزلت علم و عالم و متعلم شنيده بودم ، بهتر مى فهميدم ( 1 ) ، و اين آيهء شريفه آن قدر برايم تازگى مى كرد كه گويا اخيرا نازل شده است : * ( من احياها فكانما احيا الناس جميعا ) * ( 2 ) هر كسى يك نفر را زنده كند ، مثل اين است كه همهء مردم را زنده كرده باشد . شكر نعمت الهى و سپاس از استاد ، مرا بر آن مى داشت كه در انتظار فرصت مناسبى باشم تا بتوانم اندكى از زحمات ايشان را جبران نمايم . بالاخره زمينهء اين كار فراهم شد . روزى بعد از درس ، استاد به حقير فرمودند كه از سال هاى گذشته در فواصل زمانى مختلف ، مقالاتى در بعضى از موضوعات فقه مقارن و غير آن به رشتهء تحرير در آورده اند كه به دليل اشتغالات گوناگون ، امكان تنظيم آنها برايشان فراهم نيست . حضرت استاد به اينجانب پيشنهاد فرمودند كه آنها را آماده ء چاپ كنم . من كه منتظر اين فرصت بودم ، با كمال ميل اين پيشنهاد را پذيرفتم و از چند روز مانده به ماه محرم پى گير كار شدم . تا امروز كه حدود 6 ماه از آن تاريخ مى گذرد ، در سفر وحضر ، همه جا ، كما بيش مشغول اين كار بودم . در سفر تبليغى به قزوين و بعد از آن در شهر مقدس قم بسيار اتفاق مى افتاد كه تا سحرگاهان سر و كارم با اين كتاب بود . در اين مدت ، در ايامى كه در قم بودم ، از كتاب هاى بخش محققين كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى نجفى ( رحمهم الله ) و كتابخانهء تخصصى فقه و اصول آيت الله العظمى سيستانى و نرم افزارهاى رايانهاى موجود استفاده مى كردم . در مشهد مقدس نيز از كتابخانهء آستان قدس رضوى - سلام الله على مشرفها - و كتابخانهء مسجد گوهرشاد بهرهمند مى شدم . و لله الحمد على ذلك كله . اين نوشته ها در مجموع پنج رساله بود كه بعدا رساله اى با عنوان " سجده در سنت پيامبر و صحابه " نيز تحرير گرديد و به آنها افزوده شد . در همهء اين نوشته ها صرف نظر از
1 . نظير آنچه كه امير المؤمنين على ( عليه السلام ) مى فرمايد : " معرفة العالم دين يدان به " و " اذا رأيت عالما فكن له خادما " ، شناختن عالم تكليفى است كه از آن مؤاخذه مى شود و هر گاه عالمى را ديدى ، خدمتگزارش باش . ر . ك : تصنيف غرر ، ش 217 و 214 . 2 . المائده ، آيهء 32 .