سه پسر نامدار بود . مملكت بر ايشان بخش كرد : ديار مغرب تا رود فرات به پسر مهتر سلم داد و ديار مشرق تا رود جيحون به پسر [ ميانين ] [1] تور داد و [ ميانه ] [2] كه تختگاه او بود و به ايران منسوب است ، به پسر كهتر ايرج داد . [ گويند هفت هزار شهر قسمت كرد بر پسران ] [3] . برادران مهتر ، جهت فضيلت تختگاه برو رشگ بردند و ايرج را بكشتند و سرش را پيش فريدون فرستادند . از ايرج دخترى مانده بود . فريدون او را به [ پسر ] [4] خود داد ، اگر چه نامدار نبود . منوچهر ازيشان متولد شد ، فريدون او را تربيت كرد ، تا چون به مردى رسيد ، كين ايرج از سلم و تور باز خواست و هر دو را بكشت و سرهاشان پيش فريدون فرستاد . از آثار فريدون ، بارو و خندق شهرهاست . جهت آنكه در آخر دولت ، از تور و سلم ، ايمن نبود . فريدون افسونهاى نيكو دانستى . ترياك مار افعى از بهر دفع زهر او ساخت . خر بر ماديان در عهد او جهانيدند تا ازيشان استر آمد . در عهد او كوش فيل دندان ، برادرزادهء ضحاك ، بر ولايت بربر مستولى شد و دعوى خدائى كرد . فريدون ، سام بن نريمان را بجنگ او فرستاد و ميانشان محاربات عظيم برفت . اما ظفر سام را بود و كوش بمطاوعت در آمد . نمرود بن كنعان از تخم كوش است . فريدون بعد از قتل هر سه پسر نماند . مدت پادشاهيش پانصد سال . [ ببد در جهان پانصد سال شاه * به آخر شد و ماند از و جايگاه جهان جهان ديگرى را سپرد * بجز حسرت و درد چيزى نبود ] [5] از سخنان اوست : روزگار كارنامهء كردار شماست . بر آن جا صورت كردار نيكو بايد انگاشت . منوچهر ابن منشخورنار [ بن هوشنگ ] [6] بن فريدون . بعد از كين ايرج خواستن ،
[1] - م ، ك ، ب : ميانه [2] - م : ميان ملك [3] - فقط در ، م [4] - ب ، ف : نبيره [5] - فقط در نسخهء م [6] - منوچهر بن ميسخوريار بن هوشنك - ف : و هوسنكى ر : و هو پشنك - ك : و هوشنك . رجوع كنيد ايضا به طبرى جلد اول چاپ مصر صفحه 266