محمد صاحب ديوان كه سى سال * جهان را از بسى آفت نگهداشت ز هجرت ششصد و هشتاد و سه بود * دوشنبه چارم شعبان گه چاشت فلك بين كانچنان نفسى بيازرد * جهان بين كانچنان شخصى بنگذاشت ] خواجه [1] هارون ، پسر خواجه شمس الدين ، نايب امير ارق ، امير اولكاى بغداد ، بود و خواجه سعد الدين مستوفى قزوينى حاكم آنجا بود . خواجه هارون قصد او كرد تا امير ارق او را بكشت . خواجه فخر الدين مستوفى اين حال به حضرت عرضه داشت و قصاص برادر طلبيد . به حكم يرليغ خواجه هارون را ، در جمادى الاخر سنهء خمس و ثمانين ، بكشتند [2] . خواجه فخر الدين مستوفى به حكم يرليغ بحكومت روم رفت و در آنجا داد جود و دانش داد [3] . وزارت ايران بر ملك جلال الدين سمنانى مقرر شد . بوقا چينكسانك ، از غرور دولت ، دل با ارغون بد كرد و بشهزاده جشكب بن جوماغر بن هولاكوخان وسيلت جست . شهزاده جشكب از بيم خود اين خبر به ارغون خان رسانيد . ارغون در ذى - الحجهء سنهء سبع و ثمانين بوقا چينكسانك را بكشت و اقوام او را بر انداخت . پس شهزاده جشكب و ديگر امرا را كار بساخت و ملك جمال الدين سمنانى را از وزارت
[1] - ر : برادر او خواجه . . . [2] - خواجه شمس الدين هارون مردى فاضل و شاعر بود كه دختر ابو العباس احمد پسر مستعصم خليفه را در حبالهء نكاح داشت . وى در سال 685 با مجد الدين بن الاثير بسعايت خواجه فخر الدين مستوفى بدست اروق برادر امير بوقا كه لقب چينكسانك يافت كشته شد . رجوع شود بوصاف ص 141 . قبر صاحب و چهار پسر او : يحيى و فرج الله و محمود و اتابك كه در همان سال كشته شدند ، در چرنداب تبريز بوده و صاحب تاريخ وصاف خود مزار آنان را ديده و شرح جانسوزى نوشته است . [3] - رجوع شود بتاريخ سلاجقه آناطولى ص 76 .