شمس الدين احمد ماكى [1] قزوينى ، جهت دفع ملاحده ، در سنهء ثلاث و خمسين و ستمائة بايران آمد و بجنگ ملاحده رفت و قلاع ايشان قلع كرد و خورشاه پادشاه اسماعيليان ، در سلخ شوال سنه اربع و خمسين و ستمائة ، از قلعهء ميمون دز به خدمت آمد . هولاگو او را به حضرت منگوقاآن فرستاد و در راه فرمان رسيد و او را بدوزخ رسانيدند . [2] پس هولاكوخان عازم استخلاص بغداد شد . در ولايت كردستان [ قتلى [3] عظيم ] كرد و اكثر امراء آن ولايت را بكشت و ببغداد رفت و با مستعصم خليفه بغدادى حرب كرد و بغداد را بگرفت و درو قتل عام كرد [4] چنان كه هشتصد هزار آدمى كشته شد . خليفه ، در رابع صفر سنهء ست و خمسين و ستمائة ، پيش هولاگوخان رفت . بعد از دو روز بدرجهء شهادت رسيد ، با چهار پسر . ملك خليفه با تصرف ديوان مغول آمد . درو مال و نعمت بىقياس يافتند . از جمله حوضى [ پنج گز در عمق و عرض ] [5] پر از طلا بود ، هر درستى [6] به وزن سيصد مثقال . بعد ازين ، باستخلاص ديگر بلاد عرب و خوزستان و ديار بكر مشغول شد و تمامت در حيطهء تصرف ديوان آورد . پس بملك شام رفت و رام كرد . در شهر دمشق خبر وفات منكوقاآن به دو رسيد . مراجعت نمود و امير كيتبوقا نوين را به جهت استخلاص مصر و شام بگذاشت .
[1] - ر : كاكى . [2] - جامع التواريخ : « در واقعهء او روايات مختلف است و محقق آنكه چون خبر بقاآن رسيد كه خورشاه مىآيد ، فرمود كه او را چرا مىآرند و اولاغ بهرزه خسته مىكنند و ايلچى فرستاد تا هم در راه او را هلاك كردند و در اين جانب بعد از آن كه خورشاه را روانه گردانيدند ، خويشان و متعلقان او را ، از زن و مرد تا كودك گهواره ، تمامت در ميان ابهر و قزوين بقتل آوردند ، چنان كه از ايشان اثر نماند . [3] - م ، ف : قتل عام رفت - ف : قتل عام كرد - ر : قتل تمام . [4] - ب : رفت . [5] - م : پنج در پنج گز و بعمق پنج گز - ب پنج گز در پنج گز - ق : پنج گز در پنج . [6] - درست سكهء طلاى تمام عيار بوده . حافظ فرمايد بطريق ايهام چنان كه خاص اوست : بكن معاملهاى وين دل شكسته بخر * كه با شكستگى ارزد به صد هزار درست غازان دستور داده بود تا سكهء زرى به وزن صد مثقال بعنوان « درست طلا » مزين بنام او و نام شهرى كه در آن سكه زده شده تهيه نمايند و در هنگام بخشش به ديگران ازين سكه ها مىداد . ( رك تاريخ مغول مرحوم اقبال )