گشت [1] . و در سنهء ثمان و عشرين و ستمائة ، سلطان جلال الدين خوارزمشاه را بر انداختند و از آن قوم به كلى اثر نماند . پس از سلطان ، امير جنتمور را بحكومت ايران فرستاد و او تا سنهء ثلاث و ثلاثين و ستمائة حاكم بود . بعد ازو نوسال بجاى او نامزد گشت . اما كار در دست گورگوز بود . نوسال چهار سال حكومت كرد و در سنهء سبع و ثلاثين و ستمائة بمرد كار به كلى بدست گورگوز افتاد . مدت هشت سال حكومت كرد و در سنهء خمس و اربعين و ستمائة كشته شد . [2] امير ارغونآقا بر جاى او نامزد شد و ده سال باستقلال حكومت كرد [ و در سنهء 653 ] [3] ، چون هولاگوخان بايران آمد ، همچنان حكومت بنام ارغونآقا بود تا به زمان ابقاىخان در گذشت . اوگتاىقاآن در پنجم جمادى الاخر سنهء تسع و ثلاثين و ستمائة از افراط شراب خوردن در گذشت . [ منجم در تاريخ وفات او گويد : شعر در « خلط » [4] خلط فزون كرد زهر سال ، فلان * روز و شب داد زمستى خبر از بىخبران اندر ابطال مزاجش مددى كرد تمام * مشترى با دبران [5] و مدد باده بران ] [6]
[1] - وى پس از تحصن بقلعه چون دانست : « كه شهر بگيرند ، با امرا و خواتين گفت كه بعد از چندين مدت پادشاهى و انواع ناموس نمىخواهم كه اسير مغول گشته ببدنامى بميرم . قورچى خود را جامهء خود بپوشانيد و بر جاى خود بر تخت نشانده از ميان بيرون رفت و خويشتن را بر آويخت تا بمرد » جامع التواريخ ص 453 . [2] - بامر قرا اغول ( رك : جهانگشاى جوينى جلد اول ص 242 ) . [3] - كلمات « و در سنه » تنها در نسخهء ق است ولى جاى سال خالى است كه من اضافه كردهام . [4] - يعنى سال 639 . [5] - دبران يكى از منازل قمر مشتمل بر ده ستاره در برج ثور ( منتهى الارب ) . انورى گويد : گر ثور چو عقرب نشدى ناقص و بىچشم * بر قبضهء شمشير نشاندى دبران را اين كلمه به صورت Aldebran باروپا راه يافته است ( رجوع كنيد به لاروس بزرك قرن بيستم در ذيل اين كلمه ) . [6] - ق ، ندارد