نمود . او را هفت پسر بود ، [1] اما چهار نامدار بودند : توشى و جغتاى و اوكتاى و تولى . خوارزم و دشت خزر توشى را داد و زمين ترك بجغتاى و اوكتاى را ولى عهد گردانيد و بر همه حاكم كرد و تولى را اموال و خزاين و [ خواتين ] [2] خود بخشيد . چون بيست و پنج سال پادشاهى كرد ، در رمضان سنهء اربع و عشرين و ستمائة در گذشت . در حالت وفات او پادشاه تنگت رسيد . شادرغوخان را بكشتند [3] و اين ملك مسخر شد و پادشاهى بر مغول قرار گرفت . اوگتاىقاآن بعد از پدرش چنگزخان به دو سال ، پادشاهى برو مقرر شد ، در سنه ست و عشرين و ستمائة . او مدت سيزده سال در پادشاهى بماند . بر جراحاتى كه پدرش كرده بود مرهم نهاد . داد جود و عطا داد . كار سخا در عهد او درجهء اعلى يافت . عطاياى حاتمى را منسوخ گردانيد [4] . عطاياى او را حصر كردند ، از صد هزار تومان در گذشت . در سنهء سبع و عشرين و ستمائة بجنگ خطا رفت و رنجور شد . اما بسيار ولايات بگشود . برادر خود تولى خان را و امير دوقولقو ، هر يكى را براهى ، به ختاى فرستاد و ايشان بيشتر آن ملك مسخر كردند . التانخان ختاى ازيشان منهزم شد و در اقصاء ختا بقلاع متحصن
[1] - چنگيز چند پسر ديگر داشت بنامهاى : كولكان و جورجيتاى و اورجقان و جاوور ( كه در كودكى مرد ) . ولى آنها را در جزو افراد سلطنتى نياورد ( رك : جامع التواريخ چاپ 1338 تهران ص 228 - 225 ) . اما چهار پسر ديگر وى همه از يك زن مىباشند بنام « برته فوجين » كه خود دختر پادشاه قنقرات بود . اين چهار پسر را چهار كولوك ميگفتند يعنى چهار ركن . [2] - ق : دفاين . [3] - پادشاه تنكغوت ، شادرغو ، پس از مدتها جنك و عصيان ، مقارن بيمارى چنگيز ، به خيال صلح افتاد و پيغام فرستاد . « چنگيزخان فرمود كه عارضهاى دارم . شما صبر كنيد تا بهتر شوم . . . چنگيزخان در آن بيمارى وفات خود را محقق مىدانست . امرا را وصيت كرد كه واقعهء مرا اظهار مكنيد و قطعا گريه و زارى بر مياريد تا ياغى واقف نشود و چون مردم تنكقوت بموعد بيرون آيند ، ايشان را جمله ناچيز گردانيد . » ( جامع ص 386 ) . [4] - جامع التواريخ ص 502 - 486 و جهانگشاى جوينى ج 1 ص 190 - 158 .