[ قطب الدين شاه جهان كنج خمول و قناعت پيشه گرفت . در شيراز ساكن شد و مال بسيار جمع كرد و آنجا فرمان يافت ] [1] فصل يازدهم از باب چهارم در ذكر حكام و اتابكان لرستان در زبدة التواريخ آمده كه وقوع [ اين اسم بر آن ] [2] قوم ، بوجهى گويند از آن است كه در ولايت ما نرود دهى است كه آن را كرد خوانند و در آن حدود بندى كه آن را به زبان لرى كول خوانند و در آن بند موضعى كه آن را لر خوانند . چون در اصل ايشان از آن موضع برخاستهاند ، از آن سبب ايشان را لر گفتهاند . وجه دوم آنكه به زبان لرى ، كوه پر درخت را لر گويند ، بكسر راء . بسبب ثقالت رى كسرهء لام را بضمه بدل كردند و لر گفتند . وجه سيوم آنكه شخصى كه اين طايفه از نسل اواند ، لر نام داشته است و قول اول درستتر مىنمايد و هر چيز كه در آن ولايت نبوده به زبان لرى نام ندارد و بمجاز از نقل زبانى ديگر نامى بر آن اطلاق كردهاند . و سبب ظهور قوم لران بعضى گويند آنكه سليمان پيغمبر ( ع ) معتمدى به تركستان فرستاد تا جهت او چند
[1] - بجاى قسمت بين دو قلاب ، در نسخ ف ، ب : مال بسيار برو جمع شد و در شيراز ، پيش زن پدر ، خاند ( خداوند ) زاده كردوجين مىبود تا وفات كرد و او را بكرمان آوردند و در مدرسهء پدرش دفن كردند - نسخه ر ، پس ازين قسمت در حاشيه اضافه نموده : و جسد او را بكرمان آوردند و در مدرسه ، كه پدرش بنا كرده بود ، مدفون شد و او را يك دختر بود عصمة الدين خان قتلغ كه والدهء شاه شجاع و شاه محمود و سلطان احمد بود و الله اعلم » . به علت همين نسبت سلطنتى است كه پسران وى به خود عنوان « شاه » دادند و امير مبارز الدين كرمان را پس از فتح به شاه شجاع داد و شاه شجاع هم در حين مرگ كرمان را بعنوان ملك موروثى اصلى به شاه احمد واگذاشت و باز به همين جهت است كه حافظ بتعميه شاه شجاع را « شاه تركان » مىخواند . [2] - ب : اسم لر بدان - ف : اسم لران بر آن .