نماند مگر در دو قلعهء گرد كوه و لنبسر كه پس از مدتى مسخر شد و دولت اسماعيليان به آخر رسيد و اهل جهان از دست جور و ظلم ايشان خلاص يافتند و عالم از كفر و طغيان پاك شد . بنياد قلعهء الموت كه دار الملك ملاحده بود ، در عهد متوكل خليفهء عباسى در سنهء ست و اربعين و مأتين نهادند بفرمان الداعى الى الحق حسن بن زيد - الباقرى كه پادشاه آن ولايت بود . چهار صد و ده سال معمور ماند . فصل دهم از باب چهارم در ذكر سلاطين قراختاى بكرمان نه تن ، مدت ملكشان از سنهء احدى و عشرين و ستمائة تا سنهء ست و سبعمائة ، هشتاد و شش سال . براق حاجب [1] از امراى گورخان قراختاى و برادر تاينگو امير الوس بود . بوقت آنكه سلطان محمد خوارزمشاه بر قراختاى مظفر شد ، او با برادرش خمتبور [2] برسالت بدين ملك آمدند و اجازت مراجعت نيافتند . در خدمت خوارزمشاه مرتبه بلند كردند و از اركان دولت و امراى حضرت شدند . بوقت فترت مغول ، خمتبور به بخارا ، امير لشكر خوارزمشاه بود و در جنگ مغول كشته شد . براق حاجب بسلطان غياث الدين بيز شاه پيوست و راه حجابت يافت . چون آتش فتنهء مغول مشتعل بود ، ميان او و وزير سلطان غياث الدين ، تاج الدين كريم الشرق [3] بوحشت انجاميد . براق حاجب باجازت سلطان غياث الدين ، بر عقب سلطان جلال الدين ، به راه كرمان عزيمت هندوستان كرد . شجاع الدين ابو القاسم اعور زوزنى كه از قبل سلطان غياث الدين بيز شاه حاكم كرمان بود ، هوس بردهء خطائى كرد [4] . بجنگ براق آمد . براق بگفت تا
[1] - در سمط العلى كه تاريخ سلطنت همين سلاله است ، نام و لقب براق چنين آمده : سلطان نصرة الدنيا و الدين ابو الفوارس قتلغ سلطان . [2] - تصحيح از سمط العلى - ف : خميتبر تاتيكو - م : حميد تور - ر : حميد توزينى - ق : حميد تور . [3] - او نيز سرانجام بر دست براق كشته شد . [4] - سمط العلى : « بسبب طمع بسببى عورات و اطفال و پرى چهرگان قراختاى » .