عزيز بن معز بن منصور بن قائم بن مهدى ، بعد از پدر پادشاه شد . مصروع بود . سه سال حكم كرد و هم بصرع در گذشت ، در سنهء اثنى و خمسين و خمسمائه . العاضد لدين الله ابو محمد عبد الله بن يوسف بن حافظ بن مستنصر بن ظاهر بن حاكم بن عزيز بن معز بن قائم بن مهدى بعد از پدر بپادشاهى نشست . در عهد او در سنهء اربع و خمسين و خمسمائه [1] فرنگان قصد مصر كردند . عاضد ازيشان منزعج شد . به صاحب شام پناه برد . او الملك الناصر صلاح الدين يوسف بن ايوب را كه از قبل او صاحب حمص بود ، بمدد او فرستاد . لشكر فرنگ پيش از وصول سپاه شام بگريختند . پس ازين ميان عاضد و وزيرش شاپور [2] مناقشت افتاد . پناه بملك صلاح الدين يوسف برد . او شاپور را بكشت . عاضد وزارت به دو داد . ملك صلاح الدين يوسف ، در سنهء ست و خمسين و خمسمائه و بروايتى خمس و خمسين و خمسمائه [3] خطبه با نام خلفاى بنى عباس كرد و بعد از يك هفته عاضد بمرد [4] . ملك صلاح الدين يوسف بر ملك مصر مستولى شد و سلطان لقب يافت و از اسماعيليان در آن ملك ديگر پادشاه ننشست . در سنهء احدى و سبعين و خمسمائه ولايت شام نيز در تصرف ملك صلاح - الدين يوسف آمد و دست اتابك سيف الدين غازى سلغرى از آن كوتاه شد و در سنهء خمس و ثمانين و خمسمائه [5] بيت المقدس با تصرف گرفت و از دست فرنگان بيرون آورد و لوحى بر در دروازهء آنجا بنشاند و بر او نوشته « * ( وَلَقَدْ كَتَبْنا في الزَّبُورِ من بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ 21 : 105 ) * [6] » و در سنه تسع و ثمانين ، شهر عكه نيز در
[1] - صحيح : اربع و ستين و خمسمائه . رجوع شود به ابن الاثير در حوادث حملهء مسيحيان به مصر . [2] - مرحوم قزوينى پس از بحث بسيار مفصلى درين كه اين كلمه « شاپور » نيست و « شاور » است ، باز در آخر مقال نتوانسته به دل خود جوابى مقنع دهد و بناچار اين ترديد را پذيرفته كه شايد « شاور » صورتى ديگر از « شاپور » باشد . اضافات جلد سوم جهانگشا 378 - 371 . در نسخ گزيده مطردا : شاپور آمده است . [3] - صحيح : نخستين جمعهء ماه محرم سال 567 است . [4] - روز عاشورا . [5] - صحيح 29 رجب سال 583 است نه 585 . [6] - قرآن كريم سورة الانبياء 105 .