بمردند پادشاه بابل اسير شد . قوم شعيا او را با بند آهن ، هفتاد روز در بيت المقدس بگردانيدند ، پسر دست باز داشتند تا ببابل رفت . اول پيغمبرى كه بوصول خاتم النبيين محمد مصطفى ( ص ) و مبعث عيسى ( ع ) بشارت داد شعيا بود و [ شب ] [1] بدين سبب جمعى شعيا را بكشتند . لهراسب [2] كيانى ، رهام گودرز را كه در شام ، او را بخت النصر گويند ، بفرستاد تا بكين شعيا ، چندان از بنى اسرائيل بكشت ، كه آسيا بر [ خون ايشان دائر گشت ] [3] و بيت المقدس و سليم كه از معظمات بلاد ايشان بود ، خراب كرد و بردهء بىقياس آورد و در انبار محبوس كرد . گويند اسم انبار عبارت از آن است و بعضى از اسرا بديار مشرق افتادند . ارميا بقول بعضى مورخان عزير است : عزير به عربى و ارميا بعبرى . چون شعيا كشته شد ، او با بعضى پيغمبرزادگان بمصر گريخت . بخت النصر بعد از حرب بيت - المقدس ، بجنگ مصر رفت و بعد از حرب ، عزير و بنى اسرائيل را باز گرفت و به بيت - المقدس آورد . عزير را در دل آمد كه گوئى خداى تعالى يك بار ديگر اين ولايت معمور گرداند . چون عزير بخفت ، بفرمان حق روح او قبض كردند . صد سال مرده بود ، تا آن ولايت به تمام معمور شد و دانيال به پيغمبرى بيامد . عزير زنده شد . تصور كرد كه همان روز خفته است . چون ولايت معمور ديد متعجب شد . باز فكر كرد . دانست كه او مرده [ بوده ] [4] است و مدتى بر آن گذشته و به بيت المقدس آمد و خود را برسالت بر ايشان عرض كرد . مسلم نمىداشتند . عزير را تورات [ حفظ ] [5] بود . بر ايشان خواند . بعضى باور نمىكردند . دلالت كرد بر تورات ديگر ، كه شعيا پيغمبر نوشته بود و در زير ستون بيت المقدس نهاده و بنى اسرائيل ميدانستند كه در زير يك ستون تورات است ، اما نمىدانستند كه كدام ستونست . بدلالت او بيرون آوردند و مقابله كردند . تفاوت نبود . بنى اسرائيل او را به پيغمبرى پذيرفتند . و بعضى او را پسر خدا خواندند و كافر شدند .