اتابك زنگى ابن مودود ، بعد از برادرش اتابكزادگان الب ارسلان و سابق ، پسران [1] بزابه طمع در ملك فارس كردند و بر آن مستولى شدند . زنگى بيامد و با ايشان جنك كرد و ايشان را مقهور گردانيد . ملك برو قرار گرفت و او به خدمت ارسلان بن طغرل سلجوقى آمد . او نيز آن ملك برو مقرر داشت . مدت چهارده سال در پادشاهى بود و مزار سلطان اولياء شيخ كبير ابى عبد الله محمد خفيف را عمارت كرد و وقف معين گردانيد و در سنهء [ سبعين و خمسمائه ] [2] در گذشت . اتابك تكله [3] ابن زنگى بن مودود بعد از پدر پادشاه شد . بيست سال حكومت كرد . در سنهء تسعين و خمسمائه در گذشت . اتابك طغرل ابن سنقر بن مودود ، بعد از عم زاده حكومت به دو تعلق گرفت . عمزاده اش سعد بن زنگى با او تنازع كرد . چند نوبت در ميان ايشان محاربات افتاد و ظفر و هزيمت مىبود . ملك فارس در آن محاربات به كلى خراب شد ، چنان كه مردم دست از زرع باز داشتند و قحط و و با خاست . عاقبت طغرل در دست سعد بن زنگى اسير شد در سنهء تسع و تسعين و خمسمائه . نه سال حكومت كرد . اتابك سعد ابن زنگى بن مودود ، بعد از ظفر بر طغرل پادشاهى به دو تعلق گرفت . در آن سال ، در ملك فارس [ قحط بحيثيتى بود كه ] [4] هر چيز كه دندان برو كار كردى بتمامى بخوردند و اگر زور يكى بر يكى فزون بودى و فرصت يافتى او را بكشتى
[1] - م ، ر : ابناء [2] - ب : ستين - م : تسعين و خمسمائه . [3] - ف : زنكله . [4] - ق : ب : قحطى بود كه چنان كس نشان نداد - ر ، م : قحطى عظيم بود چنان كه كس مثل آن نشان ميداد .