responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 498


چون آگاهى يافت كه چنگزخان از ايران باز گشت ، جهان پهلوان ازبك [1] را در هندوستان بنيابت بگذاشت و خود عزم ايران كرد . در سنهء احدى و عشرين بايران آمد . اول بكرمان رسيد . دختر براق حاجب را در نكاح آورد و بفارس رفت دختر اتابك سعد را بخواست . باصفهان آمد . در رى ، برادرش غياث الدين بيز شاه سلطنت داشت . ناگاه بر سر او فرود آمد . او را بجز انقياد چاره نبود . سلطنت به دو تسليم كرد . سلطان جلال الدين با بغداد رفت [2] و با لشكر عرب جنگ كرد و مظفر شد . بآذربيجان رفت و در ضبط آورد . ملكه خاتون بنت سلطان طغرل سلجوقى را كه در حبالهء اتابك اوزبك بود و مطلقه گشته در عقد نكاح آورد [3] . ازين اندوه ، رنج بر وجود ازبك مستولى شد . بقولنج سرايت كرد و بدان در گذشت .
سلطان جلال الدين از آذربيجان بگرجستان [4] رفت و مسخر گردانيد .
آنجا شنيد كه براق حاجب در كرمان مخالفت مىكند . در هفده روز از تفليس بكرمان رفت . [5] براق حاجب به خدمت پيش رفت [ و سلطان جلال الدين را بخشنودى باز گردانيد .
در غيبت سلطان جلال الدين ، ] [6] ملك اشرف شام بفرستاد و ملكه خاتون را از قلعهء خوى ببرد و با او خلوت كرد [7] و گرجيان نيز از مطاوعت بيرون رفتند .



[1] - جهانگشا . ازبك تاى - سيرهء جلال الدين . ازبك به اين .
[2] - جلال الدين در 621 به قصد اخذ كمك از خليفه به طرف بغداد رفت . ولى الناصر لدين الله خليفه عباسى بر اساس كينهء سابق قشتمور و مظفر الدين گوگبرى را بجلوگيرى او فرستاد . جلال الدين آن دو را مغلوب نمود و قشتمور مقتول و كوكبراى اسير شد و جلال الدين بجاى بغداد ، به آذربايجان رفت .
[3] - جامع التواريخ : « سلطان در سنه 622 به ظاهر تبريز فرود آمد . روزى دختر سلطان طغرل بر بارو آمد . سلطان را بديد و بر وى عاشق شد و دعوى آن كرد كه شوهر مرا طلاق داده است و قاضى قوام الدين حدادى نمىشنيد . قاضى عز الدين قزوينى گفت اگر مرا به قضا مأذون كنيد ، مواصلت باتمام رسانم . او را قاضى ساختند و ملكه را بزنى بسلطان داد و شهر بسپرد » . ( رجوع شود ايضا به جهانگشا ج 2 ص 157 و ابن الاثير در حوادث سال 622 ) .
[4] - ق ، همه جا : گرجيستان .
[5] - ب : آمد .
[6] - بجاى اين قسمت در نسخهء ب : سلطان جلال الدين براق حاجب را كشت .
[7] - مسامحه آميز بلكه غلط فاحش است . آنكه زن سلطان جلال الدين ( همان دختر طغرل كه نخست زن اتابك ازبك بود ) را برد ، حاجب على حاكم اخلاط و عامل الملك الاشرف بود نه خود او .

498

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 498
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست