سلطان سنجر ابن ملكشاه بن الب ارسلان بن جغريبك بن ميكائيل بن سلجوق بعهد برادران : بركيارق و محمد ، بيست سال حاكم خراسان بود و بعد ازيشان چهل و دو سال سلطان سلاطين جهان بود . از حدود خطاى و ختن تا اقصاى مصر و شام و از بحر خزر تا ملك يمن در حوزهء تصرف او بود . در ميان سلاطين اسلام همچنان بود كه پرويز در ميان اكاسره ، از فتوح بسيار و علو رتبت و كام روائى . نوزده مصاف معتبر كرد و در هفده مظفر و منصور بود . مسترشد خليفه او را سلطان معز الدين سنجر برهان امير المؤمنين لقب داد . در اول پادشاهى مدد سلطان بهرامشاه غزنوى كرد و او را بملك رسانيد و هر روز هزار دينار خراج برو مقرر كرد . بعد از وفات سلطان محمد بن ملكشاه بعراق رفت . برادرزاده اش محمود بن محمد بن ملكشاه با او حرب كرد و منهزم به ساوه رفت و به استغفار پيش عم آمد . سلطان سنجر برو دل خوش كرد و سلطنت عراق تا اقصاى ملك مصر و شام او را داد . اما از هر ولايتى بعضى با تصرف ديوان خود گرفت تا دست او ازين ولايات كوتاه نباشد . چون محمود در گذشت برادرش طغرل بن محمد را بجاى او نامزد فرمود . چون او نيز در گذشت ، برادر ديگرش مسعود بن محمد قائم مقام شد [ . چون او نيز نماند ، ملكشاه بن محمود بن محمد بر جاى عم نشست . چون او مخلوع گشت ، برادرش محمد بن محمود پادشاه گشت ] [1] و احوال هر يك على حده خواهد آمد . در سنهء خمس عشر و خمس مائه ، والدهء سلطان سنجر در گذشت و بعضى امرا دست تطاول دراز كردند . سلطان ايشان را سزا و مالش داد و چندى را بكشت . در سنهء اربع و عشرين و خمس مائه صاحب سمرقند مخالف سلطان سنجر شد و خراج نمىداد . سلطان بحرب او رفت و سمرقند محصور گردانيد تا مردم