دوازده چشمه از آن روان شدى . هر سبطى چشمهاى . و جامهاى كه داشتند ، دريده و خشن نشدى و فرزندى كه آمدى با جامه آمدى [ و با فرزند ] [1] بباليدى . به همين صورت چهل سال بسر بردند . هارون به آنجا نماند و موسى عليه السلام بعد از و بسه سال هم آنجا در گذشت . هارون برادر موسى عليه السلام ، پيغمبر مرسل و وزير موسى بود . چون حكايت او داخل قصه موسى است مكرر نگردانيد . گدعون و يفتاح از نسل ميشا بن يوسف عليه السلام بودند ، بر دين موسى و در تيه ، با او . هم در آنجا نماندند . يوشع ابن نون بن اليساناخ بن عمهور بن ليدان بن شويلخ بن افراييم بن يوسف [2] خواهرزادهء موسى و وصى او بود . خداى تعالى او را رسالت داد و او بنى اسرائيل را بجنگ جباران شام برد و آن ملك را مسخر گردانيد و بلعم باعور در آن جنگ كشته شد . خداى تعالى بسبب دعائى كه بلعم باعور كرده بود و موسى و بنى اسرائيل را در بيابان سرگردان گردانيد ، بر او خشم گرفت و ايمان ازو بازستد و طاعت او در كار سگ اصحاب كهف كرد و شكل آن كلب در بلعم باعور بمحشر باظهار خواهد [ رسيد ] . [3] نعوذ باللَّه من سخط الله . يوشع بيست سال در ملك شام بود و از آنجا به مغرب رفت و بسيارى شهرها در دين موسى آورد ، چون عمرش به صد و بيست و هفت سال رسيد در گذشت . كالب ابن يوفنا ، بنى اسرائيل را بعد از چندان زحمت بمصر آورد و دير مدت در ميان ايشان رسالت كرد و بمصر در گذشت .
[1] - ز : [ و جامه نيز با فرزند ] [2] - در طبرى : يوشع بن نون بن افرايم [3] - ر ، ك : [ رسانيد ]