پاره بود . جواب همين يافت . سلطان بتدبير وزير ابو نصر كندرى بغداد با تصرف گرفت و جهت خليفه نان پاره معين كرد و دختر خليفه را خواستارى كرد . خليفه امتناع مىنمود [1] . وزير عميد الملك دست او از تصرفات اموال بر بست تا بتنگ آمد و بو صلت رضا داد . در خراسان جغريبك بن ميكائيل در گذشت ، در سنهء ثلاث و خمسين و اربعمائه . سلطان طغرلبك پسرش الب ارسلان را بجاى او فرستاد . وزير عميد - الملك دختر خليفه سيده خاتون را به تبريز پيش سلطان طغرلبك رسانيد . عقد نكاح بستند [2] . سلطان خواست كه زفاف بدار الملك رى باشد . عزم آنجا كرد . هوا گرم بود . بسبب خوشى هوا به قصران بيرونى نزول كرد . [3] رعاف برو مستولى شد و به هيچ چيز امساك نپذيرفت [4] . در ثامن رمضان سنهء خمس و خمسين و اربعمائه بدان در گذشت . دختر خليفه با مهر خود با بغداد رفت . سلطان الب ارسلان ابن جغريبك بن ميكائيل بن سلجوق به حكم وصيت سلطان برادرزاده اش سليمان بن جغريبك ولى عهد بود . بپادشاهى نشست . عمزادهء طغرلبك ، قتلمش بن اسرائيل ، با آن در نساخت . بمدد تركمانان با سليمان جنگ كرد و بر ملك مستولى شد . چون الب ارسلان ازين حال واقف شد ، بجنگ قتلمش آمد . در دامغان جنگ كردند . قتلمش از اسب بيفتاد . سرش بر سنگى آمد و مغزش بيرون افتاد و بدان در گذشت . ملك بر الب ارسلان قرار گرفت . خليفه القائم بامر الله او را سلطان عضد الدين الب ارسلان برهان امير المؤنين لقب فرمود و او وزير ، عميد -
[1] - نسخ - ق : كرد [2] - « بنكاح مهر چهار صد درم نقره و يك دينار زر سرخ مهر سيدة النساء فاطمهء الزهرا ، » ( رك : سلجوقنامه ظهيرى نيشابورى ) [3] - « . . . به قصران بيرونى ، بدررى بديه طجرشت » ( راحة الصدور راوندى چاپ اوقاف گيب ص 112 ) [4] - « . . . اندك مايه عارضهاى بر وجود او مستولى شد و اسهالى سخت ظاهر شد كه به هيچ دارو امساك و قبض نمىشد و از افراط خون ساقط شد . هم در آن رنج بمرد » ( رك . سلجوقنامه ظهيرى )