تسع و عشرين و اربعمائه تا ربيع الاول سنهء تسعين و خمسمائه صد و شصت و يك سال . دوم بكرمان يازده تن ، مدت ملكشان از سنهء ثلاث و ثلاثين و اربع مائه تا سنهء ثلاث و ثمانين و خمسمائه صد و پنجاه سال . سوم به روم پانزده تن [1] ، مدت ملكشان از سنهء ثمانين و اربعمائه تا سنهء سبعمائة دويست و بيست سال . ارباب دول كه در عهد اسلام بودهاند ، هر يك بعيبى چند ملوث بودند : چون بنى اميه بزندقه و اعتزال و [ خارجيت ] [2] و بعضى از بنى عباس باعتزال و بنى ليث و آل بويه برفض و غزنويان و خوارزمشاهيان و سلغريان بحقارت گوهر . اما سلجوقيان ازين عيوب پاك بودند و سنى و پاك دين و نيكو اعتقاد و صاحب خير و مشفق بر رعيت و ببركت اين ، در دولت ايشان ، هيچ خارجى خروج نكرد كه [ ايشان را مشوش دارد ] [3] همچون طغرل كافر نعمت در دولت محموديان و سبكتكين و ايتكين در دولت ديلمان و على هذا و اگر چه اتباع ايشان به پايهاى بلند رسيدند ، سر از ولى نعمت نكشيدند و از كفران نعمت احتراز واجب ديدند و اگر احيانا هوسى پختند ، هم از آن تخمه يكى را برگزيدند و بپادشاهى بر كشيدند و مقصود خود از آن حاصل كردند . حق سبحانه و تعالى همواره اركان دولت را در مطاوعت پادشاهان پاينده دارد . اكنون با سر مقصود رويم . شعبه اول سلجوق از قوم تركان قيق [4] است ، از تخم افراسياب و در تاريخ ابو العلاء احول آمده كه او بسى و چهار پدر به افراسياب مىرسد . سلجوق را چهار پسر بود : اسرائيل و ميكائيل و موسى بيغو و يونس و ايشان را مال و نعمت بى قياس بود . از تركستان جهت تنگى چراگاه ، در سنهء خمس و سبعين و ثلاثمائة بما وراء النهر