سلطان غياث الدين محمد در سنهء ثمان و خمسين و خمسمائه بغزنين در گذشت . چهل سال پادشاهى كرده بود و سيزده سال پيش از آن نيابت [1] . شهاب الدين ابو المظفر [2] ابن سام بن حسين از خراسان بغزنين رفت و بعزاى برادر قيام نمود پادشاهى برو مقرر شد . سلطان محمد خوارزمشاه چون از وفات غياث الدين محمد و غيبت شهاب - الدين ابو المظفر از خراسان واقف شد ، لشكر بمرو فرستاد . بعد از محاربه پهلوان محمد خرنك كشته شد و تمامت خراسان خوارزمشاه را مسلم گشت . سلطان غور بانتقام خوارزمشاه رفت . خوارزمشاه از پادشاه سمرقند و گورخان قراختائى ياورى خواست . پيش از آنكه ايشان مدد فرستند ، غوريان در رسيدند . بمرز هزار سف جنگ كردند . ظفر خوارزمشاه را بود . غوريان بگريختند و فيلان و اثقال باز گذاشتند . لشكر خوارزمشاه غنيمت بسيار يافتند . خوارزمشاه مظفر بخوارزم رفت . فردوس مطربهء سمرقنديه احوال آن جنگ درين دو بيت آورده است . شاها ز تو غورى بلباسات بجست * مانندهء جوژه از كف خات [3] بجست از اسب پياده گشت و رخ پنهان كرد * فيلان به تو شاه داد و از مات بجست سلطان غور گريزان مىرفت . لشكر قراختاى و [ خان سمرقند ] [4] بحدود طالقان به دو باز خوردند . سلطان غور در حصار طالقان گريخت . لشكر قراختاى آن را محصور كردند . خان سمرقند [ 4 ] متوسط شد تا سلطان غور آنچه داشت بداد و آن لشكر
[1] - ق ، م : بنيابت . باز اشتباه است . غياث الدين ابو الفتح محمد از سال 558 تا سال 599 يعنى متجاوز از 40 سال سلطنت داشته است . [2] - اين شاهزاده پس از رسيدن بسلطنت لقب معز الدين بر خود اختيار كرده و در هند فتوح فراوان كرده است وى ناحيهء سند و مولتان و سراسر هند شمالى را در 588 گرفت و در 590 قنوج و بنارس و در 592 قلعه گواليور و در 597 نهرواله را تصرف نمود و قسمت اعظم هند را در تحت حكومت دولتى مسلمان و فارسى زبان در آورد . [3] - صورت ديگرى از كلمه خاد كه همان غليواج يا زغن باشد . [4] - در نسخ ق ، م به صورت « سمرقند خان » آمده كه البته غلط است و صحيح همان خان سمرقند يعنى عثمان خان از ملوك خانيهء ما وراء النهر است كه چون نخواست پادشاه مجاهد مسلمانى بدست قراختائيان كافر افتد ، وساطت كرد و جان سلطان غور را نجات داد .