responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 323


پيشين نام وليعهد بر مردم آشكارا نمىكردند تا از قصد او ايمن باشند و عادتشان چنان بود كه پادشاه به خط خود نام وليعهد بر جائى نوشتى و مهر كردى . [ پس خطوط اركان دولت بتراضى ولايت عهد او بستدى و باز مهر كردى ] [1] و در خزانه نهادى تا بعد از وفات او بيرون آوردندى و آنكه وليعهد بودى پادشاه شدى . گويند هيچكس از خلفا آن تمكين نيافت كه جعفر برمكى از هارون الرشيد و فتح خاقان از متوكل و هر دو در سر كار ايشان رفتند . تا بدانى كه شغل دنيا عاقبت وخيم دارد . محبت فتح خاقان در دل متوكل بمرتبه‌اى بود كه چون فتح خاقان بيمار شد ، متوكل دل از همه كارها بر داشت و چندان [ اندوه ] [2] بر دل گرفت كه او نيز بدان علت گرفتار شد . بفرمود تا او را [ در محفهء دست ] [3] به خانه فتح بن خاقان بردند . مىگريست و اين ابيات مىخواند :
أيكون لى صبر و انت عليل * دمعى على جزعى عليك دليل عجل السقام على قبل و لم يكن * يا من احب له على سبيل حتى اعتللت بما اعتللت و خاننى * صبر فخين به عليك جميل خداى تعالى بر هر دو فضل كرد و صحت داد . متوكل بختيشوع طبيب را چندان املاك داد كه هر سال ده هزار درم حاصل آن بود .
از سخنان متوكل است : لذة الدنيا فى الدعة و السعة و از اشعار اوست در مرثيهء مادرش :
شعر تذكرت لما فرق الدهر بيننا * فعزيت نفسى بالنبى محمد



[1] - ف ، ندارد
[2] - ف : بار
[3] - م : محفه نهادند و به خانه .

323

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 323
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست