لوط ابن هاران برادرزادهء ابراهيم خليل عليه السلام بود [ و بقولى پسر عم ابراهيم بود و ساره خواهر او بود ] [1] . خداى تعالى او را نبوت داد و بولايت مؤتفكات فرستاد : هفت شهر بود . بعضى مورخان گويند آن ولايت در بيابانى بود كه ميان سيستان و كرمان است و بعضى گويند به زمين مغرب بود اول صعرة دوم صبعه سوم عمره چهارم دوما پنجم سدوم . لوط آن قوم را به راه خداى دعوت مىكرد . اجابت نمىكردند و در مباشرت با امردان مبالغه مىنمودند ، اسم لواطه بر آن حركت افتاد . لوط همچون ابراهيم ميزبانى كردى . هر كه به همان او آمدى ، اگر امرد بودى ، آن قوم با او به زور لواطه كردندى . تا چون جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل جهت قلع ايشان ، به صورت سه امرد ، بمهمانى لوط آمدند ، آن قوم خواستند كه با ايشان همان حركت كنند كه لوط عليه السلام در خانه در بست و آن شب مهلت خواست تا بامداد ، امردان را با ايشان سپارد . هم در شب لوط و هر كه به دو ايمان آورده بود ، از آن شهر بيرون رفتند . جبرئيل و اسرافيل و ميكائيل آن شهرها زير و زبر گردانيدند . هر كه از آن قوم [ بگريخت ] [2] ، حق تعالى بر ايشان [ سنگهاى سجيل ] [3] بارانيد [ و آن قوم را هلاك گردانيد ] [4] و زن لوط هر چند با او هجرت كرده بود ، اما چون هم از آن قوم بود ، او نيز همان شب به سنگ سجيل هلاك شد . بيت با بدان يار گشت همسر لوط * خاندان نبوتش گم شد لوط بعد از آن [ هفت سال ديگر ] [5] بزيست . در روز چهارشنبه از ماه ربيع الاول بمرد . اسماعيل عليه السلام را خداى تعالى پيغمبرى داد و بعمالقهء يمن و حضرموت فرستاد . پنجاه سال ايشان را دعوت دين ابراهيم مىكرد . اندكى ايمان آوردند . چون عمرش
[1] - فقط در نسخه ب ، ف [2] - ف ، ب : [ در جائى ديگر بود ] [3] - ف ، ب : [ سنك ] [4] - ف ، ب : [ هلاك شدند ] [5] - ر : [ مدتى ديگر ]