responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 297


بيت [ بديدم طاق كسرى را بر آورده چو روئين دز * اگر از طول خواهى « فز » اگر از عرض برسى « مز » [1] خليفه ابو جعفر در ذى الحجة سنهء ثمان و خمسين و مايه ، به مكه بر ديوارى اين دو بيت نوشته ديد .
شعر ابا جعفر حانت وفاتك و انقضت * سنوك و امر الله لا بد واقع ابا جعفر هل كاهن او منجم * لك اليوم عن ضرب [2] المنية مانع او ازين منفعل شد و بعد از چند روز در گذشت . بيست و دو سال خلافت كرد و شصت و سه سال عمر داشت . سخنان و اشعار او مدونست و در غايت جزالت . نمودار را شمه‌اى ياد مىكند :
عاملى را بولايتى فرستاده بود ، ازو شكايت كردند . باستحضار او مثال داد و او در آمدن به حضرت تهاون نمود . خليفه بنواب آن ولايت نوشت : ان ثقل عليه المصير الينا بالكلية فنحن نقنع ببعضه ، فابعثوا الينا برأسه . ببعض خويشان نوشت : اياك و قطيعة - الرحم باتصال ما يحترم . التعريض عقوبة الاحرار و الامان مخايل الجهال . يد لا يمكنك قطعها ، قبلها .
وزارت او به خالد برمكى مفوض بود ، پس به سليمان مرزبانى ، پس به ربيع بن يونس . معن زائده كه در سخا ثانى حاتم بود ، معاصر او بود و از قبل او كارهاى بزرگ كرد .
عبد الله بن مقفع كتاب كليله و دمنه بنام او از زبان پهلوى با عربى نقل كرد . در عهد او قضا بر امام ابو حنيفه عرض كردند . او گفت : من قضا را نشايم . الحاح نمودند . گفت اگر راست گفتم قضا را نشايم و اگر دروغ گفتم ، دروغگو ، قضا را نشايد . خليفه او را محبوس كرد . در آن حبس در گذشت .



[1] - اين شعر فقط در نسخه م است و به نظر مىآيد الحاقى باشد
[2] - ابن الاثير : حر - البداية : ضر

297

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 297
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست