نزديك باشد و من مىبينم كه دولت خاندان ما را گشايش است ازين پسر و ديگر او مرا [1] نبيند . بر شما باد كه بر پسرم ابراهيم بيعت كنيد و اگر او را حادثهاى افتد ، بر برادرش ابو العباس . ابو مسلم سخن امام در دل گرفت . چون باز گشت ، در خراسان بدعوت مشغول شد . يزيد را دو كنيزك مغنيه بود : حبابه و سلامه . يزيد بر ايشان چنان فتنه [2] شده بود كه دست از همه كارها باز داشت . برادرش مسلمه او را گفت : اهل جهان روى به درگاه تو آوردهاند و تو روى در دو كنيزك آوردهاى ؟ بنگر مردم ترا چه مىگويند . يزيد منفعل شد . بعد از زمانى ، حبابه [3] پيش او آمد . يزيد به دو ملتفت نمىشد . حبابه گفت چرا امير المؤمنين سر گرانى مىفرمايد ؟ . گفت از آنكه برادرم مرا عيب كرد . حبابه گفت يك نوبت سماع استماع فرما ، پس هر چه فرمائى حاكمى و ساز بساز آورد و اين ابيات انشا كرد . شعر اذا كنت عريانا عن اللهو و الصبى * فكن حجرا او يابس الصخر جلمدا هل العيش الا ما تلذ و تشتهى * و ان لام فيه ذو لسان و فيدا يزيد از اين ابيات باز [4] سر عشرت رفت . بعد از يك سال حبابه بمرد . تا سه روز دفنش نكرد . پس به خانه دفن فرمود . و بر سر گورش زارى مىكرد و اين بيت مىخواند : و كل حميم زارنى فهو قائل * من اجلك هذا هامة اليوم او غد [5] روزى ، در حجره ها [6] طواف مىكرد . بمسكن حبابه رسيد . سلامه اين بيت بر نواى بربط مىگفت : كفى حزنا للهايم الصب ان يرى * منازل من يهوى معطلة قفرا
[1] - ق . ما را [2] - م : شيفته [3] - نسخ : حنانه . حبابه بتخفيف باء الموحده ( ابن الاثير ) [4] - ف : باز سر عيش و عشرت - ق : باسر . . . - ر : بسر [5] - چنين است در همه نسخ . ولى در كتب نحو و لغت « راءنى » و بخصوص شاهد براى اين كلمه كه قلب « رآنى » باشد ، آمده است . تصحيح از كامل مبرد ص 626 و ص 1113 چاپ دكتر زكى در مصر . [6] - ف : خانه ها