حسين كه تنها زين العابدين ماند ، هزاران هزار علوى در جهان زيادتاند . خداى تعالى بركت در نسل علويان نهاد [ و يزيد و يزيديان را نسل ببريد [1] ] تا جهانيان بدانند كه كسى بر بد كردارى سود نكند و كار آخرت هنوز در پيش است و خدا داناست بر آنكه درين قضيه ، با آن گروه چها خواهد رفت . حق سبحانه و تعالى [ دولت راه راست ، همگنان را كرامت كناد [2] ] و دوستى دين ، در دلشان از دوستى دنيا [ شيرينتر [3] كناد ] . الراجع [4] الى الله معاوية بن يزيد بن معاويه بعد از پدر ، در ربيع الاول سنهء اربع و ستين برو بيعت كردند و او چهل روز پادشاهى كرد و در جمادى الاول سنهء مذكور بمرد . اول كودكى كه در اسلام [ بر جاى بزرگان [5] ] نشست اوست . او را گفتند ولى عهد معين كن گفت لا اتزود مرارتها و ازود بنى اميه حلاوتها . بعد ازو بنام برادرش خالد مقرر مىكردند . طبيعت او از حكومت متنفر بود و بحكمت و علم [6] صنعت مايل . سرور استادان آن فن و عالم وقت بود و اشعار خوب دارد . در بنى اميه ازو عالمترى نبود و بسبب دانش او ، جدش معاويه ، با وجود وفور عقل خود و كودكى او ، در امور خطير ، مشورت ازو خواستى . خالد از حكومت اجتناب كرد . المؤتمن بالله مروان بن حكم بن ابى العاص بن امية و هو اصل قبيلة بنى اميه ، عمزادهء عثمان عفان رضى الله عنه و عاقل وقت بود ، اما از مطرودان رسول ( ص ) . اهل شام جهت ، آنكه خالد تارك بود و كار عبد الله زبير قوت گرفته ، مشورت كردند تا به دو دهند . عبيد الله زياد كه ركن معظم آن دولت بود ، نظر بر آنكه حكومت از بنى اميه بيرون نرود ، [ ميل ] [7][8] مروان حكم كرد و مروان گفت :
[1] - ق : و از تخم يزيد ببريد . [2] - م ، ب ، ف : [ ارباب دولت را راه راست هدايت كناد ] . [3] - ايضا : بيشتر گرداناد . [4] - ف ، ندارد - ب : الراجى باللَّه . [5] - ف ، ب : بر مسند پادشاهى . [6] - م . علم و صنعت . [7] - فقط ، ق . [8] - ف : زود ميل